برزکوه نیوز: فعالان حقوق بشر در ایران.
قال العظیم فی محکم کتابه الکریم "و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطانا".
ریاست زندان مرکزی یزد، آقای قاسم علیزاده:
طبق وظیفه وجدانی و قانونی و انسانی و اسلامی خود این عریضه را در اسرع وقت و به تعجیل به رییس و مسئول تشکیلات زندان، آقای سید محمود هاشمی شاهرودی ، حاکم قوه قضاییه برسانید.
خدمت إبن عم مقتدر؛ سلام علیکم
گرچه شما چند سال قبل به من گفتید که پا در کفش وزارت اطلاعات نمی کنم و خود را از استمداد یکی از فرزندان رسول الله که لباس خدمت گزاری به آستان غدیر خم بر تن کرده بود و یک
قرن اصغر سوابق ایثار در مکتب اجدادی داشت کنار کشیدید، اما به لحاظ آنکه زندان زیر مجموعه شماست به ناچارعرض حالم را به سویتان معطوف داشتم تا در روزگار "یوم لا ینفع مال و لا بنون" و "یوم الحسرة" و "یوم التغابن" و "یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه" خلع عذر باشید. در اینکه رژیم سیاسی ایران را دموکراسی می دانید شکی نیست و اینکه کشورهای عضو سازمان ملل متحد تماماً منشور آن سازمان را پذیرفته اند نیز انکاری ندارید . من یک زندانی سیاسی اعتقادی هستم که معتقدم این نظام فاقد اعتبار است و شرعاً و قانوناً نمی تواند ادامه وضع کنونی داشته باشد. با مستنداتی که دارم و توسط وکلایم به دادگاه عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه شده و ثبت گردیده و در انتظار نوبت محکمه است آیا به صرف اینکه اعلام کرده اید که در ایران زندانی سیاسی ندارید می توانید از زیر بار وظایف حقوقی و بین المللی آن شانه خالی کنید؟ حتماً این موارد و مسایل در آن محاکم جهانی مورد حل وفصل کارشناسان وحقوق دانان حاذق و کاردان قرار خواهد گرفت و حالا موارد نقض آشکار و علنی حقوق بشر را در مورد خودم معروض می دارم:
مدت 30 ماه است که زندان به زندان و بند به بند در تهران و یزد گشته ام و به تمامی معنا ناخوش و ناسالم گردیده ام. 6 ماه در انفرادی 209 بوده ام با اعمال شاقه و ایذاء روح و آزار جسم. همواره به درخواستم برای اعاده دادرسی در فضای باز با حضور خبرنگاران بدون مرز و وکلای مستقل و انساندوست بی اعتنا بوده اند و در برابر استمدادم برای آوردن پزشکان ناپیوسته به حکومت سکوت کرده اند . اموال مختصرم را مصادره کرده اند و سبب انقراض خانواده ام و فروپاشی خاندانم شده اند. شنیده ام هر که را می خواهند به تدریج بکشند به یزد می فرستند که معروف به زندان سکندر است . در این مکان برایم انفرادی ساخته اند و تلفن مرا قطع کرده اند . شما با اینهمه ظلم و استبداد چگونه می توانید از عدالت علی سخن بگویید؟ طبق منشور سازمان ملل متحد که حکومت شما یکی از امضا کنندگان آن است جایگاه زندانی سیاسی اعتقادی جدای از دیگر محبوسین است. آنها از یک سری امکانات و امتیازات خاصی برخوردارند از جمله نگهداری ایشان در محبس خاص سیاسیون و ارتباط دائمی و روزانه با خانواده و وکلای خود و حق ملاقات با وکلای خویش و باز بودن دیدار آنها با فرستادگان نهادهای حقوقی و قانونی سازمان ملل متحد. اینک با شما اتمام حجت می کنم که در این 3 سال که گروگان رژیم دیانت و جمهوریت بوده ام پیر و علیل و ناتوان و مریض شده ام و مرگ را بطور روزانه احساس می کنم.
با آرزوی حاکمیت آزادی و استقلال و دموکراسی
موضوع
ایران
برزکوه نیوز: سنی نیوز :دولت مغرب (مراکش) برای مقابله با آنچه تهدید بنیادهای مذهبی خوانده، با ترویج شیعه گری برخورد می کند.
بیانیه وزارت کشور مغرب در باره برخورد با ترویج شیعه گری در حالی انتشار می یابد که این کشور اخیرا روابط خود را با ایران بر سر همین موضوع قطع کرد.
مغرب، سفارت ایران در رباط را متهم کرده بود که تلاش دارد “شالوده های مذهبی پادشاهی مراکش را تغییر دهد” و اتحاد مذهبی مراکش را تهدید کند.به گزارش سنی نیوز به نقل از بی بی سی ،هفته گذشته یک موسسه آموزشی عراقی در این کشور تعطیل شد که وزارت آموزش مغرب دلیل آن را سیستم آموزشی این موسسه خواند که مغایر با اصول آموزشی در این کشور است.
در بیانیه وزارت کشور مراکش تاکید شده که با کلیه فعالیت ها، نوشته ها و کتاب هایی که درصدد حمله به “ارزش های اخلاقی و مذهبی جامعه است”، برخورد می شود.
عمده جمعیت مغرب، سنی مالکی است اما مقام های این کشور به کرات در باره تلاش برای تبلیغ شیعه گری از طرف حکومت اخوندی ایران هشدار داده اند.
در همین حال منابع خبری عربی از بازداشت دهها نفر طی روزهای اخیر به ظن داشتن گرایش های شیعی خبر داده اند.طیب فاسی فهری، وزیر امور خارجه مغرب اخیرا به گروه ها و سازمان هایی که در این کشور درصدد ترویج اسلام شیعی هستند، حمله کرد.
موضوع
جهان

پدر محمد پورعبدالله، از دانشجویان طیف چپ دانشگاه تهران، که چندی پیش به دلایلی نامعلوم به زندان قزل حصار انتقال یافت، در نامه ای خطاب به آیت الله شاهرودی، خواهان توجه و رسیدگی فوری به وضعیت پرونده فرزند خود شده است.
محمد پورعبدالله از جمله دانشجویانی است که سال گذشته نیز در جریان بازداشت گسترده دانشجویان چپ، دستگیر و به مدت بیش از یک ماه در زندان به سر برد.گفتنی است، خانواده این دانشجوی زندانی، سال تحویل با حضور در برابر زندان قزل حصار و پهن کردن سفره هفت سین اعتراض خود را نسبت به دربند بودن فرزندشان اعلام نمودند.
نامه پدر این دانشجوی زندانی به شرح زیر است:
استمداد یک پدر و مادر
حضرت آیت الله شاهرودی ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام احتراما به استحضار میرساند پسرمان محمد پورعبداله دانشجوی سال آخر مهندسی شیمی دانشگاه تهران طبق حکم بازداشت موقت شعبه یک دادیاری امنیت دادسرای انقلاب به این مضمون"چنانچه مدرکی دال بر مجرمیت مشاهده شد وی در بند دویست و نه زندان اوین نگهداری شود" در تاریخ بیست و چهارم بهمن ماه هشتاد و هفت در منزل شخصی دستگیر و به زندان اوین منتقل شدو از آنجا که مدرکی به دست نیامد به مدت یک ماه در سلول انفرادی زندانی شده تا به گناه نکرده اش اعتراف کند!
اما در تاریخ بیست و هشت اسفند ماه ناگهان پس از کتک زدن، پسرمان را به زندان قزلحصار انتقال داده اند.
حال ما نگرانیم زیرا دانشجویی که از لحاظ روحی و جسمی شدیدا آسیب پذیر است در چنین زندانی که مجرمان گوناگون دارد امنیت نخواهد داشت و نمیدانیم مسئولیت حفظ جان وی به عهده کیست؟
استدعا داریم برای رضای خدا و آرامش خانواده ما دستور فرمائید ضمن رسیدگی به مسئله ضرب و شتم فرزندمان نسبت به آزادی وی از بازداشت موقت اقدام عاجل مبذول فرمایند.
با تقدیم و احترام
لطف اله پور عبداله و سیما سالنو( پدر و مادر محمد پورعبداله)
عکسهای زیر مربوط به سفره هفت سین این خانواده در برابر زندان قزل حصار است:





موضوع
ایران

پیکر یک زندانی کرد که اواخر اسفندماه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود، در اطراف شهرستان مهاباد پیدا شد.علی بادوزاده، 35 ساله اهل شهرستان مهاباد که به اتهام همکاری با احزاب کرد و به عنوان مطلع در مورد فعالیتهای برادرزادهاش و تعدادی دیگر که از 2 ماه پیش با احزاب کرد همکاری میکردند، در روز 28 اسفند توسط ماموران امنیتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده بود.صبح امروز، پنجم اسفندماه، پس از 8 روز پیکر بیجان وی که آثار ضرب و شتم بر آن مشاهده میشد، در اطراف شهرستان مهاباد پیدا شد.علی بادوزاده برادر جهانگیر بادوزاده است که هماکنون در زندان مرکزی ارومیه به سر میبرد.چندی پیش نیز اعضای سپاه پاسداران پیکر شکنجه شده یک نوجوان کرد به نام "بهزاد گل محمدی" را در نزدیکی مرز ترکیه در میان برف رها کردند.
فعالان کرد گفتند بهزاد گل محمدی فقط 16 سال سن داشت و پس از شکنجه های زیاد تیرباران شده است.
عموی بهزاد گفت هنگامی که جنازه برادرزادهام را دیدم، به حالی افتاده بود که اصلآ قیافهاش قابل تشخیص نبود. او را بر زمین کشیده و دست و پاهایش را شکسته بودند. بعد از شکنجه، با شلیک گلوله او را کشتند.
موضوع
ایران
برزکوه نیوز: سنی نیوز :شيخ محمد على جوزو مفتى جبل لبنان هشدار داد: دولت ايران مقاصد خبيث خود را در لبنان دنبال مىكند. روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن نوشت: مفتى جبل لبنان معتقد است كه «دولت اخوندی ايران اصرار دارد يكبار به عربستان سعودى ضربه وارد كند و بار ديگر به جمهورى عربى مصر، و اصرار دارد كه در امور داخلى اين دو كشور عربى دخالت كند». شيخ محمد على جوزو گفت: «حکومت ايران در ميان اعراب فتنهانگيزى مىكند، فلسطينيها را عليه همديگر تحريك مىكند تا براى رسيدن به مقاصد مشكوكش بين برادران فتنهانگيزى و ناآرامى ايجاد نمايد. بهترين نمونه آنچيزى است كه بر سر عراق و لبنان و فلسطين آمده است». وى اضافه كرد: «نقش خبيث ايران در منطقه افشا شده است ما به اعراب و مسلمانان نسبت به مقاصد خبيثانه اين رژيم هشدار مىدهيم»./mojahedin
موضوع
ایران

503 روز...
امروز ختم رشید بود, بچههای بند برایاش ختم گرفته بودند. هفت روز از مرگ یک زندانی در زندان میگذرد بدون اینکه کسی پاسخگو باشد. بدون اینکه کسی محاکمه و یا از کار برکنار شود.
رشید به خاطر مصرف قرص زیاد در زندان درگذشت. قرصهایی که بدون کنترل کافی به زندانیان داده میشود. برخی از زندانیان بدون نیاز آنرا میگیرند و به آنها که بیش از حد مصرف میکنند، میفروشند. کسانیکه تحمل زندان را ندارند، با این قرصها سر میکنند. قرصهایی مثل تیسی، کلوناز و ...
شب سال نو، درست نزدیک تحویل سال، یک نفر حدود 40 عدد از این قرصها را خورده بود. به شدت حالاش بد شده و در حال مرگ بود. جالب اینکه وقتی مامورها را خبر کردیم و آمدند، گفتند بگذارید مثل سگ بمیرد. با کمک بچهها یک ساعت بعد از واقعه ما او را به بهداری رساندیم. یک هفته است، از مرگ رشید، به خاطر همین موضوع میگذرد.

درگذشت امیرحسین حشمتساران و امیدرضا میرصیافی که به خاطر اهمال و کمکاری مسئولین زندان و تیم پزشکی زندانهای اوین و رجاییشهر اتفاق افتاد، این واقعیت تلخ را دوباره به تصویر کشید و لزوم داشتن نگاه جدیتر به این موضوع را برای همهی ما به واجب کرد.
زندانیان در زندانهای ایران دارای کمترین امکانات پزشکی هستند و از نبود مراقبتهای لازم پزشکی محروم. متاسفانه مسئولین زندانها برای حفظ جان زندانیان ارزشی قائل نیستند. در زندان قزلحصار و واحد 2 این زندان در زمانی که من زندانی بودم سالنی وجود داشت به نام سالن "قرصیها" که به احتمال زیاد هنوز هم باید باشد. کسانی که در این سالن بودند، روزانه چیزی در حدود 10 تا 20 قرص اعصاب و آرامبخش مصرف میکردند. دستکم و به طور میانگین، هر هفته یک نفر در این بند درمیگذشت و مسئولین زندان هیچگاه تلاشی جدی برای جلوگیری از این اتفاق هفتهگی انجام نمیدادند. این مساله تنها مختص به این بند نمیشد و زندان 10 هزار نفری قزلحصار و واحدهای هشتگانهاش که شنیدم اکنون زیادتر شده، هر روز شاهد مرگهای بیشماری بود. در این بین بودند کسانی هم که بر اثر شدت ضرب و شتم توسط مامورین جان میباختند.
زندانهای ایران از دید فعالین حقوقبشر و بازرسان "موجه" دور هستند. کسانی هم که از زندانها بازدید میکنند، یا از مسئولین قضایی هستند یا افراد مورد اعتماد سازمان زندانها که هیچگاه واقعیت زندانها را بیان نمیکنند. بازرسان بینالمللی هم در مراجعه به زندان نمیتوانند واقعیتها را ببینند؛ چرا که مسئولین زندان این اجازه را به آن نمیدهند. خاطرم هست که یک بار قرار بود از طرف سازمان ملل به زندان قزلحاصر بیایند. از یک هفته قبل یک سالن از واحد 2 زندان رنگآمیزی شد و به همهی زندانیان آن بند لباس جدید و لوازم بهداشتی دادند. به برخی از آنها قول مرخصی دادند تا در مقابل سوالهای آنها جواب مورد قبول زندان را بدهند. درهای دیگر بندهای زندان را هم در آن روز به روی زندانیان تا عصر بستند که بازرسان دیگر زندانیان را نبیینند. بعد از آزادیام وقتی گزارش آنها را از زندان قزلحصار میخواندم، تنها می توانستم تاسف بخورم.
مسئولیت سلامت و جانی یک زندانی در طول دوران محکومیت بر عهدهی سازمان زندانها است. اما سازمان زندانها بر اساس واقعیتهایی که همیشه پنهان میشود، در مورد این وظیفهی مهم کوتاهی میکنند و رسوایی به بار میآورند. امیرحسین حشمت ساران با آن وضع بد جسمی در شب قبل از فوت با دستبند بر روی تخت بهداری زندان رجاییشهر بود. امیدرضا میرصیافی با آن وضعیت بحرانی به بیمارستان بیرون از زندان منتقل نمیشود. اکبر محمدی و ابراهیم لطفالهی و نمونههای بسیار دیگر نیز چنین وضعی داشتهاند. در هیچکدام از این موارد، هیچ یک از مسئولین زندان پاسخگو نبودند و به خاطر اهمال در وظیفهشان محاکمه و از کار برکنار نشدند.
پروندهی اکبر محمدی، ابراهیم لطفالهی، امیرحسین حشمت ساران، امیدرضا میرصیافی، زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، عبدالرضا رجبی، هاشم رمضانی، ولی الله فیض مهدوی، کاوه عزیز پور، و... از نظر فعالین حقوقبشر هنوز باز است و مسئولان زندانها باید پاسخگو کمکاریشان در مقابل حفظ جان این عزیزان باشند.
و بر فعالین حقوقبشر است که با عبرت گرفتن از این وقایع دردناک نسبت به وضعیت سلامتی و جانی زندانیان، چه عادی و چه زندانیان سیاسی، نگاه دقیقتر و ویژهتری داشته باشند.
موضوع
ایران

وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (الإسراء۸۱)
فرار ذلتبار دکتر قزوینی از چنگ علمای کردستان
عبدالله حيدري haidari۱۱@yahoo.com
اینجا مهاباد است، ساعت ۱۰ صبح چهار شنبه ۲۱ اسفند ماه، ۱۳۸۷، تالار وحدت، شهرداری مهاباد.
مهمانان خصوصی: آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی، قهرمان یکهتاز شبکه سلام!
مجری: یک آخند بسیجی،
میزبان: بسیج شهر مهاباد.
مناسبت: همایش علمی! تخصصی! علمای اهل سنت!!!
شرکت کنندگان زورکی: (علاوه بر دهها مسئول رسمی و نیمه رسمی و سنی و شیعه تماشاچی) هشتاد نفر از علمای اهل سنت مهاباد.
آغاز سخنان قزوینی چنین بود: «هر کس وحدتشکنی کند آن را در هر مقامی که باشد باید محکوم کرد».
در سخنان پایانی دکتر قزوینی چنین آمد: «ما با کسی شوخی نداریم، ما چندین تن از وهّابیها را در زاهدان به دار آویختیم…. ما با کسی تعارف نداریم من این دفعه فقط برای تذکر آمدهام!!!».
ملت مسلمان ایران اعم از شیعه و سنی با عرض سلام وخسته نباشید خدمت یکایک شما عزیزان!
همچنانکه می دانید: تاریخ پرفراز و نشیب کشور پهناور ایران، و بافت متنوع آن، مد و جزرهای فراوانی به خود دیده است، به لحاظ ملی اقوام مختلف ایرانی اعم از فارس و کرد و بلوچ و عرب و لر و آذری و ترکمن وغیره، و به لحاظ دینی مسلمان و یهودی و مسیحی و زرتشتی و بهائی و غیره. و به لحاظ مذهبی: سنی و شیعه قرنهای متمادی یکدیگر را شناخته و به پاس هموطن بودن غالبا تفاوتها را تحمل کرده اند، جز موارد استثنایی ما در تاریخ ده هزار سالهی ایران بزرگ درگیری داخلی نداشته ایم، حتی در شرایطی که خارجیها علیه ایران لشکر کشیدند، بافت ملی و دینی و مذهبی ایران تغییر نکرد و همگی ترجیح دادند خود را ایرانی بدانند و بس.
تلخترین تجربه ایران در این راستا تجربه صفویها - یعنی پیشگامان و همفکران گذشته قزوینی – بود، که تلاش کردند، مذهب غالب اهل سنت را که تا آغاز دوره صفویه در ۹۰۷ هجری قمری ۹۰ در صد جمعیت کل کشور را تشکیل میدادند، را به زور قتل و کشتار از مرزهای ایران خارج کنند ولی با اینکه هزاران عالم و دانشمند و پیرو اهل سنت را کشتند، گرچه توانستند اکثریت اهل سنت را به اقلیت تبدیل کنند، و اقلیت ۱۰ درصدی شیعه اثناعشری را به اکثریت! اما با وجود همه خونخواری بیحد و حصری که انجام دادند نتوانستند مذهب اهل سنت این فرقه ناجیه منصوره را به طور کلی از کشور ایران بیرون برانند، لذا علاوه از قدرت خداوند لایزال شگفت انگیز است که امروز شهر اردبیل یعنی مرکز خونخواران صفوی و شیخ متعصب و متهورشان صفی الدین اردبیلی خالی از اهل سنت نیست، و امروز هم دهها روستای اردبیل و تبریز و صدها هزار هموطن اردبیلی که همزبان صفویها و نیز دکتر سید محمد حسینی قزوینی هستند صد درصد مذهب اهل سنت را دارند که البته این امر میتواند یکی از علل تهور و تعصب افراطگرایانه آقای قزوینی و امثال او باشد.
پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ فصل دیگری از درد و رنج اهل سنت ایران آغاز شد، اما اینبار نه با منطق صفوی، بلکه با منطق تطمیع و نفاق و دو رنگی، ۳۰ سال از آغاز شعارهای دروغین وحدت و تقریب گذشت، گرچه طی این سی سال علماء و دانشمندان و نخبگان زیادی از جامعه اهل سنت توسط قزوینی و همفکرانش جام شهادت نوشیدند اما همه آن موارد به گونه غیر مستقیم انجام شد، و هیچگاه قزوینی و دوستانشان اعتراف به جرم نکردند، این اولین باری است که یک شخصیت معروف جامعه تشیع، یک دکتر، یک آیت الله و یک استاد حوزه و دانشگاه صراحتا در جمع صدها شخصیت شیعه و سنی اعلام میکند که: (ما شوخی و تعارف نداریم، چندین وهابی را در زاهدان بدار آویختیم، شما کردها نیز حواستان جمع باشد اینبارفقط برای تذکر آمده ام)، البته ایشان نفرمود که بار دیگر که تشریف بیاورند با طناب دار خواهند آمد. یا اینکه نحوه کشتن کردها متفاوت از بلوچها خواهد بود!!
گویا این تهدید علنی استاد حوزه علمیه قم در جمع دهها عالم اهل سنت در آغاز دهه چهارم انقلاب بسیار معنی دار است، آیا میتوان حدس زد که اکنون که ۶۰ درصد مدت برنامه ۵۰ ساله سپری شده، آقایان مسئول که احتمالا ایشان یکی از سران آنهاست، سراسیمه شده اند که سی سال گذشت و ما کاری نتوانستیم بکنیم، آیا طی بیست سال باقیمانده ممکن است طرح ما عملی شود؟ و ایران به یک کشور صد در صد شیعی تبدیل شود یا خیر؟! پس حالا که پاسخ منفی است باید روش کار را عوض کنیم و کاری که با نفاق و تلبیس و شعارها و کنفرانسهای دروغین وحدت انجام نشد باید با سیاست اسلاف صفوی عملی کرد! قتل و کشتار و به اصطلاح خود آیت الله قزوینی به دار آویختن!!!
به عنوان یک فرد آشنا با روحیات آقای قزوینی، گرچه طبق این اعترافات قاتل بودن ایشان مسلم است و ما قبول داریم که هرگونه جنایتی هم ممکن است از دست ایشان سر بزند اما این احتمال را نیز نمیتوان بعید دانست از آنجایی که آیت الله قزوینی سالهاست تنها به قاضی رفته و یکهتاز میدان مناظره بوده، چه در حوزه و دنشگاه، و چه در شبکه منفور تكفيري سلام، و تاکنون فرصتی مهیا نشده که ایشان برای خودش حریف ببیند!! اینجا با دیدن حریف عصبانی شده و این تهدیدها ناشی از عصبانیت اوست چون اینبار از شانس بد و تجربه کم و سلیقه کج همکاران ایشان در مهاباد که سکوت اجباری و مدارای بزرگوانه علمای کردستان را حمل بر ضعف و بی سوادی و ناتوانی و تسلیم کرده بودند ناگهان قزوینی و دوستانش که برای اجرای یک نمایشنامه مسخره آمده بودند و مسئولین مهم منطقه را نیز برای تماشا جمع کرده بودند تا با اهانت به کل جامعه و علمای اهل سنت مناظره کاذب دیگری به لیست افتخارات کاذب و دروغین خودش اضافه کند، بر خلاف توقع و انتظار عوض هشتاد ملا نمای خود فروخته بی سواد با هشتاد کوه استوار و هشتاد مرد شجاع، و هشتاد پیکر علم و تقوا، و هشتاد دانشمند و سخنور و هشتاد عالم با عمل، و هشتاد زبان گویا، و هشتاد تیغ بران و هشتاد مناظر بی بدیل و هشتاد علامه و فقیه و مدرس و خلاصه با هشتاد بحر علم روبرو شدند که با کمال شجاعت و متانت و خردمندی برای مناظره اعلان آمادگی کردند!! و هر کدام به تنهایی حاضر بودند با قزوینی و تمام همفکرانش که به دروغ مدعی علم و دانش هستند و همواره لاف گزاف میزنند مناظره کنند، آنهم با شرایطی موزون و منطقی که هرگونه راه گریز را به روی قزوینی و دوستانش بستند! که نه جای قرار باقی ماند و نه راه فرار!!!
شگفت انگیز بود که قزوینی در این همایش نمایشی مسخره با اینکه مکرر و از سوی سخنگویان مختلف اهل سنت اعلان آمادگی برای مناظره را شنیده حتی یک بار هم نگفت که باشد من آماده ام یا موضوع مناظره را با هم بررسی میکنیم!! نه تنها پاسخ علماء که حتی در پاسخ سایر حضار نیز قزوینی جز طفره و تهدید هنری از خویش نشان نداد! ای داد بی داد! کجا شد آنهمه شعار و لاف گزاف دکتر و آیت الله که سرو صدایش گوش عرب و عجم را کرده بود؟! چرا پاسخ مثبت به دعوت مناظره علمای مهاباد نداد؟ ایشان قبلا به بهانه اینکه با وهابیها مناظره نمیکند همیشه از زیر بار شانه خالی میکرد اما اینبار از کم شانسی ایشان تمام علمای حاضر شافعی بودن خود را اعلان کردند لیکن با این وجود آیت الله قزوینی مناظر یکهتاز شبکه سلام جرات پاسخ مثبت به دعوت مکرر مناظره از سوی آنان را نداشت! اینجا بود که برای خلوت کردن میدان و قهرمان شدن اینبار از فن دیگری استفاده کرد، فن همه زیردستان زبان دراز!! حتما دیده اید که گاهی یک بچه زیر دست در همان حال که کتک میخورد و گریه میکند سخنان تهدید آمیزش برای او تسکین و قوت قلب است، مجبور است چاره ای جز تهدید ندارد، اگر ایشان راست میگوید آمادگی خودش را برای مناظره با علمای مهاباد اعلان کند! چرا سکوت کرد؟! جرا طفره رفت؟! چرا تهدید کرد؟! چون از کم شانسی قزوینی اینبار حریفانش آن عده، اندک و اجیر و درباری نبودند که قزوینی معمولا با نحوه سخن و منطق آنان آشناست، بلکه علمای مومن و باسواد و با شخصیت و آزاده و آزادمنشی بودند که قهرمان شبکه سلام توان رویارویی با آنان را نداشت لذا اعتراف کرد که گول خورده و به دروغ مدعی شد که آنها کتبا از او خواسته اند که چنین همایشی دایر شود، اما قزوینی دروغگو در برابر پرسش علمای کرد نتوانست دروغش را ثابت کند که چه کسی از او دعوت کرده است؟! بر فرض اگر چند ملا نمای بی سواد برای امرار معاش و کسب قوت لا یموت از این راه حرام یا زیر فشار و اختناق چنین غلطی هم کرده اند هرگز در برابر علمای مومن و ملت آگاه کرد جرات اعلان آن را نخواهند داشت، کما اینکه نداشتند. این گروه جیره خوار و بیسواد و بیشخصیت در هر قشر و هر جامعه ای وجود دارند، که طبعا هیچ جایگاه و مقام و احترامی در بین مردم و هیچ محلی از اعراب در میان علمای ربانی خاموش ندارند.
نمایش شکست خورده مهاباد درس عبرتی شد برای قزوینی و مهرههای کاسد و فاسد اجارهای در هر منطقه که بدانند و درک کنند که خاموش بودن معنی دار مردم و مدارای بزرگوانه علمای اهل سنت در تمام مناطق کشور هرگز به معنی پذیرش ذلت و قبول منطق زر و زور و تزویر داعیان کاذب وحدت و تقریب و مدعیان دروغین اهل بیت پیامبر علیه السلام نیست.
هر بیشه گمان مبر که خالی است شاید که پلنگی خفته باشد
طبیعی است که آنان لحظه شماری می کنند، و در انتظار فرصتی هستند که به قزوینی و سایر صفوی های معاصر ثابت کنند که بنده و برده شکم و جاه نیستند و از مرگ و زندان و طناب دار آنها ترس و هراسی ندارند، بلکه در دفاع از اسلام خالص و دین حق و قرآن و سنت و مقدسات اسلامی حاضرند نه یک جان که مانند صحابی جلیل القدر عبد الله بن حذافه سهمی رضی الله عنه هزاران جان داشته باشند و یکی پس از دیگری را عاشقانه در راه خدا قربان کنند، و برای چنین عالمی و مسلمانی فرق نمیکند که جلادش قزوینی رافضی صفوی باشد یا هر جلاد خون آشام دیگری و همچو خبیب ابن عدی رضی الله عنه خواهد سرود که:
ولست أبالي حين أقتل مسلماً على أي جنب كان في الله مصرعي
تا زمانی که مسلمان کشته شوم هیچ ابایی ندارم
کـه بر کـدام پهـلو در راه خدا جــان بسـپارم
بنابر این، قزوینی رافضی صفوی منش نیازی نیست که برای تسکین عقدههای خودش بهانه اضافی بتراشد که آنها وهابی بودند!! ما اهل سنت ایران اعم از حنفی و شافعی و کرد و بلوچ و فارس و ترکمن و عرب و غیره فقط اهل سنت هستیم و هیچ اسم و لقب دیگری بر خود نمیپسندیم، و تمامی کسانی که آقای قزوینی و دوستانش به نام وهابی به دار آویخته اند اهل سنت بوده اند. بخصوص علمایی که پارسال و امسال در زاهدان بدست آقای قزوینی و باند خون آشامش به دار آویخته شده اند با اسم و مشخصات همه حنفی بوده اند، هیچکدامشان نه در عربستان سعودی تحصیل کرده بودند و نه در داخل چیزی به نام وهابیت می شناختند. چون وهابی جز در مخیله قزوینی و همفکرانش وجود ندارد.
تاکنون علمای اهل اسنت سر درگم بودند و نمیدانستند که علت اعدام این علماء چه بوده است، اما اکنون با اعترافات آقای قزوینی بخش بزرگی از این ابهام و سردرگمی آشکار شد و همه فهمیدیم که آقای قزوینی و باند صفوی منش او قصد ارعاب و نشان دادن زهر چشم داشته اند، و سایر اتهامات وارده واهی و بی اساس بوده است.
مایه گذاشتن قزوینی از مفتی بزرگ وهابیها در عربستان و علمای زاهدان و کرمانشاه شگفت انگیز است، اولا درک و فهم و تحلیل قزوینی از مهمان نوازی مفتی عربستان که به ادعای او «از شاگردانش به او بیشتر احترام گذاشته است»، نمکنشناسی این استاد حوزه و دانشگاه را میرساند که با این وجود چگونه علیه او و کشور و فکر و عقیده اش سمپاشی و دروغ پردازی میکند، و اینکه کدام مولوی زاهدان یا ماموستای کرمانشاه از او پذیرایی کرده، و قزوینی این پذیرایی را بر چه حمل میکند و اسمش را رابطه خانوادگی میگزارد!!
آخر استاد حوزه و دانشگاه و مناظر بزرگ! ما اهل سنت ابراهیمی هستیم، و مهماننوازی ابراهیم علیه السلام معروف است، وقتی گبری را از خود راند خداوند فرمود: من عمری به او روزی دادم و تو یک وعده نتوانستی تحملش کنی. ما هم ابراهیموار از هر گبر و ترسا و هندویی پذیرایی میکنیم، و این هرگز دلیل بر قبول عقیدهی کثیف او نیست، اما ظاهرا ما باید قواعدبازی با قزوینی و امثال او را عوض کنیم و نگذاریم از نزدیک خانهی هیچ فرد سنی رد شود تا آن را به عنوان نکتهی ضعفی علیه ما و افتخاری به نفع خود بکار نبرد.
در پایان توضیح دو نکته را لازم می دانم اول اینکه ما جامعه اهل سنت ایران سر ستیز با هیچ حزب و جناح و حکومتی را نداریم نه از لحاظ فکری و اعتقادی و نه از لحاظ فقهی و کلامی با هیچ دین و مذهب و مکتبی قصد رقابت و چالش نداریم چون باور و عقیده ما این است که همزیستی مسالمت آمیز تنها راه سالم زیستن برای همه و بهترین روش برای نشر و دفاع از عقاید و مقدسات ماست. اما اگر مورد حمله و تعرض قرار گیریم شرعا و اخلاقا خود را مکلف می دانیم که از عقاید و مقدسات خود دفاع کنیم.
علمای عامل و عاقل و ربانی ما طی ۳۰ سال همواره سعی کرده اند همین شیوه را در پیش گیرند و از این عملکرد و راهبرد حکیمانه کاملا راضی هستیم.
دوم: اینکه ما با برادران شیعه خود در طول قرنهای متمادی هیچ مشکلی نداریم، متاسفانه کسانی که همواره به دنبال ایجاد مشکل و چالش بوده و هستند شیعیان غالی و افراطی اند که در اصطلاح فقهی خود برادران شیعه آنها را رافضی یا روافض می خوانند. نمونه تاریخی آن صفوی های خونخوار بودند و امروز نیز متاسفانه برخلاف خط مشی عمومی ملت مسلمان ایران افرادی همچون قزوینی، مهدی دانشمند، رحیم پور ازغندی، هدایتی و شبکه سلام و انجمن حجتیه، نمادی از همین روافض صفوی منش هستند که قطعا حسابشان از جامعه تشیع جداست. و زبان و قلم مسموم این سودجویان، آینده خطرناکی را ترسیم می کند که شیعه و سنی همه باید هوشیار باشند.
نوحهگر باشد مقلد در حدیث
جز طمع نبود مراد آن خبیث
نوحهگر گوید حدیث سوزناک
لیک کو سوز دل و دامان چاک
از محقق تا مقلد فرقهاست
کین چو داوودست و آن دیگر صداست
منبع گفتار این سوزی بود
وان مقلد کهنهآموزی بود
هین مشو غره بدان گفت حزین
بار بر گاوست و بر گردون حنین
کافر و مؤمن خدا گویند لیک
درمیان هر دو فرقی هست نیک
سالها گوید خدا آن نانخواه
همچو خر مصحف کشد از بهر کاه
منبع: سایت عقیده
موضوع
اهل سنت
برزکوه نیوز: دردانگ نیوز: یک هفته شعاروحدت؛ درعمل48هفته وحشت!
موضوع
اهل سنت

——————————————————————————–
امام جمعه اهل سنت زاهدان بمناسبت ميلاد باسعادت پيامبراکرم صلي الله عليه و سلم سخناني را در رابطه با زندگاني آنحضرت ارائه کردند .
ايشان فرمودند: خداوند متعال در قرآن کريم با بلاغت عجيبي از احساناتش سخن گفته است اما از احسان نبي اکرم (ص)بعنوا ن يک احسان ويژه سخن گفته است .
حضرت شيخ الاسلام با اشاره به اينکه اين روزها روزهاي ميلاد آنحضرت (ص) است فرمودند : مهم ترين درسي که ازميلاد رسول اکرم(ص)بايد گرفت اتباع و پيروي از ايشان است .
امام جمعه اهل سنت زاهدان سيرت آنحضرت راگسترده و درخشان و در عين حال منحصر به فرد خواندند و افزودند : از جمله ويژگي ها ي آنحضرت (ص)آن بود که ايشان مردمي رفتار و بر خورد مي کردند ،احکام را بصورت مساو ي اجرا مي کردند و هيچ گا ه سخني به جز به نفع دين و دنياي مردم برزبان نمي آوردند .و در مقابل مشکلات کوه استقامت و شجاعت بودند .
امام جمعه مسجد مکي زاهدان د ربخش دوم از سخنان خويش با اشاره به فرارسيدن هفته وحد ت فرمودند : انتخاب هفته ميلاد آن حضرت بعنوان هفته وحدت کا رخوبي است گرچه با گذشت زما ن کم رنگ ترمي شود. وحد ت بسيارحياتي و نشانه رشد و تعقل ملتها است و اهل سنت که با برادران شيعه سه اخوت اسلامي ، وطني و رشته اي دارند ، از وحدت استقبال مي کنند اما بايددانست که وحدت باشعار تحقق پيدا نمي کند .
ايشان در ادامه بابيان اينکه براي رسيدن به وحدت بايد از سعه صدر ،ايثار و عدالت ضروري است خاطر نشان کردند : بزرگان نظام بايد در همه زمينه ها به همه با يک ديد نگا ه کنند و آزادي مذهبي را که قانون اساسي به ماداده است حفظ نمايند .
متاسفانه د رکشورما قانون مظلوم واقع شده است زيرا بصورت کامل اجرانمي شود .
مولانا عبدالحميد درپايان به سفر اخيرشان به جنوب استان اشاره کرده و فرموددند : هدف از اين سفر ديدار با مردم و تبليغ امور ديني بود . جا دارد که از مردم خونگرم جنو ب استان تشکر کرده برايشان دعاي خير نماييم .
موضوع
اهل سنت
برزکوه نیوز: سنی نیوز:
شیخ یوسف القرضاوی، رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین، در كنفرانسی در دانشگاه الازهر مصر هشدار داد: دولت ایران، جنگ مذهبی را در كشورهای منطقه به پیش میبرد.
روزنامه كویتی السیاسه نوشت: شیخ یوسف القرضاوی، رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین در حاشیه كنفرانس مجمع پژوهشهای اسلامی كه در الازهر برگزار شد، فتنهانگیزی حکومت ایران در كشورهای منطقه را به شدت رد كرد. وی با كلمات قاطع و شدیدی افزود: ما نمیپذیریم كه در خانه خودمان مورد حمله و جنگ قرار بگیریم./mojahedin
موضوع
جهان
برزکوه نیوز: سنی نیوز: شیعیان سراسر جهان می توانند با ارتباط تلفنی امام هشتم شان را زیارت کنند .
—————————————-
بنا به گزارش سرویس مجازی خبر گزاری فارس شیعیان سراسر جهان می توانند با ارتباط تلفنی امام هشتم شان را زیارت کنند . در این گزارش می خوانیم: به همت آستان قدس رضوي ارداتمندان به آستان ثامن الحجج حضرت علي ابن موسي الرضا عليه السلام، از اين پس ميتوانند با تماس با روضه منوره از راه دور حرم ايشان را زيارت كنند.برپايه اين خبر زائران آستان امام هشتم (ع) ميتوانند، با شماره ۰۵۱۱۲۰۰۳۳۳۴ تماس گرفته و پس از عرض سلام به اين امام همام به طور تلفني زائر حرم ايشان شوند.قابل توجه است كه زائراني كه در خارج از كشور قصد تماس با شماره مذكور را دارند از كد ۰۰۹۸ ـ كد كشور ايران ـ براي شمارهگيري استفاده كنند.آری! این است یکی از راه های رسیدن به خدا؟!!!!!به نظر شما چه رمز و رموزی در این عوام فریبی نهفته است؟! بیاییم لحظه ای تمام تعصبات مذهبی را کنار گذاشته از دریچه فکر و اندیشه به این موضوع بنگریم.مگر شیعیان معتقد نیستند که ائمه شان علم غیب داشته همه چیز را می دانند ؟پس حال که ائمه (همچون خدا) عالم به همه چیز هستند و شنوای هر ندایی ، چرا ارتباط با تلفن؟!! مگر امام رضا که قادر است شفا دهنده بدترین مریضی ها و برطرف کننده تمام مشکلات زندگی انسانها باشد ، نمی تواند صدای شیعه اش را بدون تلفن بشنود؟!! اگر قادر به شنیدن این نداهاست پس ارتباط تلفنی برای چه؟ و اگر هم قادر به شنیدن نیست پس خواندن و مدد خواستن از او برای چی؟ چرا شیعیان لحظه ای نمی اندیشند ؟ چرا نمی خواهند حقائق را در یابند ؟ چطور ائمه ای که برای شنیدن صدای تو نیاز به تلفن دارند ، قادر به حل مشکلات تو هستند؟جای بسی تاسف است که جمهوری اسلامی که خودش را ام القرای جهان اسلام!!!!!! می نامد اینچنین با اعتقادات مردم خود بازی کرده باورهایشان را به باد تمسخر میگیرد و توسط مشتی مرجع تقلید نما چنین ملتش را هالو می کند و همه روزه چندین امام زاده ساخته برای فریفتن هر چه بیشتر مردمش زیارت امام زاده هایش را نیز تلفنی می کند!!ای کاش جوانان شیعه اندکی به خود آیند و بنگرند که بوسیله این شیادان روحانی نما در چه مهلکه ای افتاده اند.مگر بشکه های نفت ، شکم های بشکه مانند این شیاطین را پر نمی کند که این چنین از ملتشان باج می گیرند؟! یقینا با روند رو به رشدی که این صنعت پر در آمد امام تراشی و امام پرستی در کشورمان دارد دیری نخواهد گذشت که تمام امام زاده های جمهوری اسلامی تلفنی، فکسی ، اس ام اسی ، اینترنتی و… شده چنان ترافیکی در ارتباط با امام زاده ها به وجود می آید که هر لحظه از شبانه روز که خواسته باشی با امامی یا امام زاده ای تلفنی درد دل کنی از تلفنت بشنوی : مشترک گرامی امامزاده مورد نظر در شبکه وجود ندارد ..
موضوع
ایران
برزکوه نیوز: سنی نیوز: آیا اهل سنت در انتخابات آتی ریاست جمهوری شرکت می کند؟
جمهوری به ظاهر اسلامی تا کی میخواهد از آرای اهل سنت وجماعت ایران برای پر کردن صندوق های رای ریاست جمهوری استفاده بکند؛آیا اهل سنت و جماعت بعد از این ۳۰ سال به جایگاه خود که همان شهروند ساده ایرانی است دست یافته است؟ آیا باز شرکت کردن اهل سنت وجماعت ایران در انتخابا ت آب در هاون کوبیدن است ؟نامزدهای ریاست جمهوری زیادی بوده اند که دم از حقوق اقلیت های مذهبی به خصوص اهل سنت وجماعت زدند ولی بعد از انتخابات تا چهار سال دیگر به تاریخ سپرده می شود.
آیا واقعا نامزدی است که با جان دل از حقوق اهل سنت وجماعت دفاع کند و آنان را مثل شهروندان دیگر ایرانی به خواسته های آنان برساند و پشت میز های حساس دولتی قرار دهد؟
واقعا اهل سنت وجماعت ایران چیز به خصوصی از ریئس جمهور نمی خواهند مگر رعایت کردن حق وحقوق آنها از طریق قانون اساسی جالب آن جاست که رئیس جمهورها که مجری قانون اساسی کشورهستند هیچ وقت نتوانستند به طور صحیح آن را اجرا کنند بلکه طی این۳۰سال بیشتر بر خلاف قانون اساسی عمل کردند .
واقعا جماعت اهل سنت ایران ثابت کردند نامزدی که با شعار حفظ و حقوق اهل سنت پا به عرصه انتخابات گذاشته با تمام یک پارچگی به آن نامزد ریاست جمهوری رای داده اند و نمونه آن را در قبل مشاهده نموده ایم .
آیا آنان که دم از حقوق اهل سنت ایران میزنند یک بازی سیاسی راه میندازنند تا از آرای اهل سنت سوء استفاده کنند یا واقعا در گفتار شان صادق اند؟
تا زمانیکه سایه شوم ولایت فقیه در سر مردم ایران باشد همان آش وهمان کاسه است.طی ۳۰سال وقت آن رسیده که جماعت اهل سنت وجماعت ایران با فکر روشن به مسائل ریاست جمهوری بپردازنند تا باز هم سیاه لشکرانی بیش نباشند!!
موضوع
اهل سنت
برزکوه نیوز: به نقل از جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
در این عملیات کمین صدها پاسدار رژیم با پشتیبانی 7 عدد هلی کوپترو 2 عدد جت جنگی شرکت داشتند هنگامیکه مبارزان در این کمین قرار گرفتند دست به عملیات ضد کمین زده و در یک تاکتیک جنگی دشمن را مجبور به عقب نشینی کردند.در این عملیات 15 پاسداررژیم به هلاکت رسیده و دهها تن دیگر مجروح شدند . همچنین در این عملیات یک مبارز به درجه ی رفیع شهادت نائل گردید و 5 تن دیگر از مبارزان دچار جراحاتی جزئی شدند.
مبارزان پس از اینکه دشمن را مجبور به عقب نشینی کردند همراه با مجروحین و یک شهید منطقه را ترک کرده و به پایگاههای خود در کوههای بلوچستان باز گشتند.
لازم به ذکر است که فرماندهی این عملیات را رهبر جنبش مقاومت امیر عبدالمالک بلوچ بر عهده داشتند.فیلم این عملیات ضد کمین پیروزمندانه به زودی در اختیار عموم قرار داده خواهد شد.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)
موضوع
ایران
برزکوه نیوز: به نقل ازسایت حزب الفرقان اهل سنت ایران:آوای وحدت
آنان با زبانشان چیزی را می گویند که در دلشان نمی باشد، در دل نفاق دارند و بر زبان ایمان، دلهایشان با زبانهایشان هم آوا نیست. در ظاهر دم از وحدت و انسجام اسلامی می زنند ولی در واقع ﴿وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ﴾– توبه/8- دلهایشان از کینه ی مسلمانان لبریز است و از اذعان و اقرار بدانچه میگویند ابا دارد.
سردمداران رژیم ولایت فقیه ایران همه ساله از دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول با تبلیغات پرطمطراق و عوام فریبشان در میان توده های ناآگاه دم از وحدت می زنند و بر طبل تو خالی آن می کوبند و از عده ای غافل و سنی نما دعوت به عمل می آورند تا در مجالس وحدت فریب شرکت نمایند و بر جنایات رژیم نسبت به اهل سنت مهر تأیید زنند و ستمهای رواداشته شده بر اهل سنت ایران را که از ناحیه ی عمال ددمنش رژیم جور و فساد ولایت فقیه اعمال می شود، موجه جلوه دهند.
یقینا کسانی به خواسته های ولایت سالاران لبیک می گویند و در اینگونه مجالس بی محتوای وحدت فریب شرکت می کنند که نا آگاه و فریب خورده و بی اعتنا به حقوق دیگرانند و یا هم از سنی نمایانی هستند که به نام اهل سنت در این انقلاب سیاه در سایه ی سلطه و اسلحه ی ستمگران به نان و نام رسیده اند و تنها درپی حفظ موقعیت شخصی خویشند، این دسته از سنی نمایان با دروغ و ریا از وحدت و برادری و مساوات دم بر می آورند و به چاپلوسی و تملق گویی می پردازند و در پای منبر شیخهای بی باور سبائی مسلک می نشینند و به یاوه سرایی های آنان گوش فرا می دهند و همچون بز اخفش سر تکان می دهند، از این قبیل انسان های بی اراده و فرصت طلب و بی مسئولیت و ترسو، جز این هم نباید توقع داشت؛ چرا که این جماعت واقعیت را نمی بینند و نمی خواهند که ببینند و حتی اگر کسی تو گوششان هم بزند وانمود می کنند که نمی بینند و منافعشان ایجاب می کند که نبینند و همه چیز را ندیده بگیرند ولی خوب بلدند که سازش و مخفی کاری کنند و مردم را فریب دهند و ادای انسان های دوراندیش و خیرخواه را در بیاورند و به نام مصلحت دین و مذهب و اعتقاداتشان را فدای بی بند و باری و دنیا دوستی و راحت طلبی خودشان نمایند و گر نه ادعای وحدت و اخوت اسلامی در کنار واقعیتهای ضد وحدت که ما روزانه شاهد آن بوده و هستیم، ماجرای "دم خروس و قسم حضرت عباس" را تداعی می کند و بی دیانتی و دروغگویی خودکامگان ولایت سالار را برملا می سازد.
عملکرد زننده و گذشته ی شوم حکومتگران منافق صفت رژیم مستبد ولایت فقیه نشانگر دروغگویی آنان است و بیانگر آن است که هرگز نیت و قصد خیری در نهاد این ددمنشان وجود نداشته و ندارد، مگر هقته ی نام نهاد وحدت با در نظر داشت عملکرد عمال گرگ صفت رژیم در طول دوران انقلاب معنایی غیر از فریب، تزویر، دورنگی، دروغ، بی التزامی، ستمگری، تبعیض، اختناق، فشارهای مذهبی زورمداران، تحمیل اعتقادات شیعی رافضی، هتک حرمت مقدسات مذهبی اهل سنت در منابر و تکایا و در رسانه های گروهی، تخریب مساجد و مدارس دینی، زندان و شکنجه و اعدام با اتهامات واهی و بی اساس و از پیش تعیین شده، ترور و سر به نیست کردن روحانیون و جوانان سنی با ترفند های مختلف وو..، داشته است؟
حکومت ترور و وحشت و قشری و خونخوار ولایت فقیه از همان آغاز روابط خود با اهل سنت، بنا را بر تزویر و دورنگی گذاشته و برای حفظ منافع و رسیدن به اهداف شوم خود به دسایس گوناگونی متوسل گردیده است که یکی از این ترفندها هفته ی نام نهاد وحدت است، وقتی هر انسان آگاه و باوجدان و مؤمنی این همه جنایت و وحشیگری و ظلم و ستم را که با قلم و بیان و عمل نسبت به اهل سنت اعمال می شود و عوام فریبی و خیانت پیشگی حکومتگران را مشاهده می کند، بی درنگ به این نتیجه می رسد که ولایت سالاران رژیم خودکامه ولایت فقیه به هیچ وجه معتقد و باورمند به وحدت شیعه و سنی نیستند و در پی آن هم نیستند، اینان با شعار وحدت به میدان آمده اند تا از این شعار مقدس سوء استفاده کنند و مردم را بفریبند و در زیر چتر آن جنایات خود را بپوشانند و خودشان را وحدتخواه و غیر از آنچه هستند وانمود سازند و انسان های غافل و ناآگاه را با صرف هنگفت پول های نفت، رافضی و بی باور نمایند و یا لااقل آنان را دچار تزلزل افکار و اضطراب کنند که این شیوه ی همیشگی منافقان بوده و هست، سردمداران رژیم جور و فساد ولایت فقیه در عمل نشان داده اند که ته مانده های صفویه اند و به خون اهل سنت تشنه اند و در نابودی اهل سنت از صفویه دست کمی ندارند بلکه به مراتب بدتر از آنها هستند و تنها شیوه ی عمل فرق می کند اما در ظاهر امر از برادری و تساوی شیعه و سنی و آزادی بیان و عقیده دم می زنند.
﴿يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ﴾ ( توبه 8)
با سخنان زیبا و شیرین خود شما را راضی و خشنود می دارند ولی دلهایشان با زبانهایشان هم آوا نیست و اندرونشان از کینه ی شما لبریز است و از اذعان و اقرار بدآنچه میگویند، ابا دارد بیشترآنان فاسدند و حق را مراعات نمی دارند.
برادری و وحدت مورد نظر ولایت سالاران:
یعنی ذوب شدن مذهب سنی در مذهب انحرافی شیعی رافضی صفوی، دست کشیدن اهل سنت از اعتقادات خود و تن دادن به فرامین و یاوه های ولی خودکامه فقیه، دم برنیاوردن در برابر وراجی ها و اهانتهای بی وقفه ی شیخهای سبائی مسلک و پذیرفتن سلطه ی ولایت مطلقه فقیه، حق نداشتن ابراز عقیده و محرومیت از حقوق شهروندی، تن دادن به ذلت و خواری و پذیرا شدن ختم اصول کافی در کنار ختم صحیح البخاری و حاصل کلام اینکه آنان برادر خوانده هایی را می خواهند که در مسیر قدرت طلبی و انحصارطلبی ایشان قرار بگیرند و بر علیه مظالم روزمره ی آنان سخنی بر زبان نیاورند و بدون چون و چرا مظالم حکومتگران را توجیه نمایند، بنابراین وحدت و برادریی که سردمداران روافض در پی آن هستند یعنی: هرگونه ستم از یک طرف و دم برنیاوردن از طرف دیگر! که در غیر آن، وحدت شکن و اخلال گر بحساب خواهند آمد!
این است وحدتی که خوکامگان رژیم رافضی ولایت فقیه درپی آنند و برای آن سینه چاک می کنند!
موضوع
مقالات

پلیس پاکستان روز شنبه 7-3-2009 اعلام کرد که بر اثر انفجار یک بمب در شهر پیشاور واقع در شمال غرب پاکستان، که در داخل یک خودرو جاسازى شده بود حد اقل 7 . پیشاور ـ خبرگزاریها
مامور پلیس ودو غیر نظامى . کشته شدند و دست کم 7 نفر دیگر زخمى شدند.به گفته ى یک مسؤول پلس، این انفجار زمانى روى داد که خودرو بمب گذارى شده با یک خودرو پلیس تصادم کرد وبلافاصله منفجر شد، پلیس مى گوید احتمال مى رود این انفجار حمله انتحارى باشد.اما بر اساس یک گزارش رسانه اى دیگر، ماموران پلیس زمانى کشته شدند که در تلاش بودند جسدی را از خودرو بمب گذارى شده بیرون بکشند ودر همین اثنا بمبى توسط ریموت کنترل از راه دور منفجر شد.این گزارش به نقل از یک مسؤول محلى پلیس مى افزاید، پیش از این فردی ناشناس طى تماس با پلیس از وجود خودروى حاوی یک جسد در کنار یک مزرعه خبر داده بود، وبنا بر آن ماموران به محل توقف خودرو مذکور اعزام شدند.گفتنى است که طى چند ماه اخیر حملات خونین در پاکستان از سوى گروه طالبان گسترش یافته است.دره سوات یکى از مناطق گرم درگیرى هاى خونین میان طالبان ونیروهاى امنیتى پاکستان مى باشد وچندى پیش توافقنامه ى میان دو جانب به منظور آتش بس در ازاى به اجرا گذاشتن شریعت در دره سوات به امضا رسید که بر اساس آن طالبان از حمله به نهادهاى دولتى ومراکز امنیتى در این منطقه، خوددارى خواهند کرد.مسؤولیت حادثه اخیر را که در منطقه "بده بیر" شهر پیشاور روى داده، هنوز هیچ جهت بر عهده نگرفته است. روز سه شنبه گذشته حدود 12 مرد مسلح نقابدار، اتوبوس حامل بازیکنان تیم کریکت سریلانکا را که برای انجام مسابقاتی در شهر لاهور پاکستان حضور داشتند، هدف حمله قرار دادند، که در نتیجه، دست کم 8 تن کشته ودو تن از اعضای تیم سریلانکا و شماری از ماموران امنیتی پاکستانی زخمی شدند، 6 تن از کشته شدگان مامور پلیس، ودو تن دیگر غیر نظامی مى باشند.
موضوع
جهان
لازم به ذکر است، آقای سید کمال ناروئی سخن گوی رسمی جنبش مقاومت مردمی ایران یاد آوری نمود که این گروه به زودی انتقام ظلم های وارده بر مردم بلوچ واهل سنت را خواهد گرفت.او هم چنین تصریح نمود این اعدام ها نمی تواند جلو حرکت مردمی فرزندان این خطه را که برای برداشتن ظلم ها و بی عدالتی هااز اهل سنت و بطور خاص از مردم استان بلوچستان قیام نموده اندبگیرد.
تصاویری از دو مولوی اعدام شده در تاریخ روز سه شنبه ۱۳/۱۲/۸۷ (مولوی خلیل الله زارعی و حافظ صلاح الدین سیدی)

موضوع
اهل سنت

بنابه گزارشات رسیده از بیمارستان رجائی کرج ،زندانی سیاسی امیر حسین حشمت ساران 09:00 صبح امروز در بیمارستان رجائی کرج جاودانه شد. این سومین زندانی .
سیاسی است که در زندان گوهردشت کرج به قتل می رسد.زندانی سیاسی امیر حسین ساران ،پس از تجویز داروهایی که بصورت پورد شده و چند دارو با هم مخلوط بود و از محتوای این داروها اطلاعی دردست نیست مسموم شد و در حدود 48 ساعت در کوما بسر برد تا اینکه صبح امروز جاودانه شد.از روز گذشته که خانواده آقای ساران متوجه وضعیت وخیم جسمی آقای ساران شدند فرزندان او بارها تلاش کردند که پدر خود را عیادت کنند ولی مامورین وزات اطلاعات که در آنجا حضور داشتند و به عنوان نگهبان اتاقی آی.سی.یو ب.ودند ممانعت کردند .آقای ساران درحالی که در بیهوشی بود به دستان او دستبند زده بودن و به تخت بیمارستان بسته شده بود.امیر حسین ساران و سایر هم بندیهای او در طی مدت بازداشت خود در زندان گوهردشت کرج بارها آماج حملات سازمان یافته توسط وزات اطلاعات و علی حاج کاظم و روسای حفاظت و اطلاعات و رئیس بند ها قرار گرفت که منجر به برداشتن زخمهای عمیق شده بود در آخرین یورشی که چند روز پیش توسط کرمانی و نبی الله فرج زاده همراه با 30 نفر از افراد گارد ویژه زندان به سلول آنها شد او و همبندیهایش آماج ضربات باطوم قرار گرفتند و اندک وسائل آنها یا تخریب شد و یا به یغما رفت.آقای ساران بارها به بند 8 زندان گوهردشت کرج فراخوانده شد واو را تحت فشار های روحی و تهدیدات مختلف قرار دادندسیاست سرکوبهای گسترده ،اعدامها و قتل زندانیان سیاسی که در زندانها روی میدهد توسط ولی فقیه مطلقه رژیم علی خامنه ای تعیین می شود وبرای اجرا در دست وزارت اطلاعات و روسای زندانهاقرار می گیرد .فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،قتل امیر حسین حشمت ساران را محکوم می کند و به خانواده محترمش و تمامی آزادیخواهان ایران تسلیت می گوید و از دبیر کل سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر خواهان تشکیل یک هیئت تحقیق حقیت یاب برای بررسی قتلهایی که در سالهای اخیر در زندانهای این رژیم روی داده است می باشد.
16 اسفند 1387 برابر با 6 مارس 2009قتل زندانی سیاسی امیر حشمت ساران به سازمانهای زیر گزارش گردید:کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین المللسازمان دیدبان حقوق بشر
موضوع
ایران

پیشنهاد اخیر باراک اوباما به روسیه را برخی از تحلیلگران «معامله بر سر ایران» نامیدهاند. دکتر رضا تقیزاده تحلیلگر سیاسی مقیم لندن معتقد است نقش روسیه در تحولات ایران و پرونده اتمی این کشور بسیار تعیینکننده است.دویچه وله:
رضا تقیزاده: به نظر میرسد که اولا پیشنهاد جدی است، برای این که به نوعی رئیس جمهور آمریکا گزارش نیویورک تایمز را تایید کرده است. با توجه به این که نصب سپر دفاع موشکی در مرزهای روسیه برای این کشور اهمیت دارد و آن را به عنوان پیشرفت ناتو در مرزهای خودش میبیند، این امر برایش مهمتر از نفزذی است که در ایران دارد. بنابراین امکان رسیدن به توافق با آمریکا برای روسیه با پذیرش این که فشار بیشتری علیه ایران اعمال کند، وجود دارد. بنابراین حتا اگر روسها به نیت حفظ منافع صادراتی و نفوذ سیاسیشان در ایران، ظاهرا به این پیشنهاد روی موافق نشان ندهند، در باطن با اصرار آمریکا امکان رسیدن به توافق در این زمینه وجود دارد. توجه داشته باشیم که در گذشته هم روسها حتا بدون گرفتن مزد زیادی با آمریکا همراه شدهاند، یعنی پای همهی قطعنامههای شورای امنیت را که مورد حمایت آمریکا و اروپای غربی بوده، آنها هم امضا کردهاند.
دویچه وله: روسیه همیشه هنگام تصویب قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت از مخالفان تشدید تحریمهاست و همیشه یکی از کشورهاییست که باعث میشود لحن این قطعنامهها معتدلتر بشود. فکر میکنید، اگر روسیه این پیشنهاد جدید آمریکا را بپذیرد، به این معنا خواهد بود که این سیاستاش را تغییر میدهد؟
رضا تقیزاده: آمریکا یقینا در شورای امنیت، پیشنهاد عدم نصب سپر دفاع موشکی در جمهوری چک و لهستان را به عنوان مقابله با سیاست ایران مطرح نخواهد کرد. ولی آنچه عملی به نظر میرسد، این است کهآمریکا ضمن این که در دیپلماسی را برای گفتوگو با ایران باز گذاشته است، مشغول فراهم کردن تمام زمینههای لازم برای اعمال فشار بیشتر علیه ایران است، مثل گفتوگو با عربهای سنی، گفتوگو با چین و روسیه و همین طور هماهنگ کردن سیاستهایش در اروپا و گماردن آقای دنیس راس که بایستی سیاستهای استراتژیک آمریکا در قبال ایران را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و هدایت کند. بنابراین هدف آمریکا از اعمال دیپلماسی و گفتوگو در حقیقت به نوعی جلب همکاری کشورهای دیگر است. آنها به این سمت پیش خواهند رفت و روسها هم به نظر میرسد، در درازمدت با این مسئله همراه باشند و ایران هم هیچ چارهای جز پذیرفتن وضع موجود، یعنی قبول این که روسها همیشه حمایتشان حمایتی نیمه بند بوده و درنهایت در مقابل آنها ایستادهاند، نخواهند داشت. حتا به تعویق یا تعدیل این قطعنامهها هم آنها میتوانند دلخوش باشند و همین طور که گفتم، روسها در موارد گذشته هم همیشه این سیاست را ادامه دادهاند. ولی حالا ممکن است که همراهی آنها با آمریکا اگر که موکول به انجام یک معاملهی بزرگتر یعنی در مورد سپر موشکی باشد، نزدیکتر بشود و حمایت آنها در این زمینه از گذشته زیادتر شود.
دویچه وله: و این همراهی و حمایت روسیه از آمریکا آیا ممکن است منجر به این بشود که روسیه راهاندازی کامل نیروگاه اتمی بوشهر را به تعویق بیندازد یا اصلا آن را رها بکند؟
تقیزاده: آمریکا ضمن این که در دیپلماسی را برای گفتوگو با ایران باز گذاشته است، مشغول فراهم کردن تمام زمینههای لازم برای اعمال فشار بیشتر علیه ایران استرضا تقیزاده: این همیشه یک امکان بوده است. در طول پانزده سال گذشته روسها با این بازی تاخیر در تکمیل بوشهر و تحویل آن به ایران، همیشه بهانههای متفاوتی داشتهاند. حالا هم به نوعی با اعلام پیش راهاندازی شاید به آمریکا علامت میدهند که آنها را برای یک معاملهی بزرگتر آماده بکنند. در حالی که تعویق بهرهبرداری از بوشهر همیشه میتواند به عنوان یکی از جایزهها و یکی از عوامل تنبیه برای ایران تلقی بشود. این بستگی دارد که آمریکاییها و روسها در جزییات برنامهای که به طور پنهانی در قبال ایران در پیش خواهند گرفت، چه هدفهایی را مورد توجه قرار میدهند و یقینا بوشهر با توجه به اهمیت سیاسیای که دارد در کنار اهمیت تجاری یا وضعیتی که ایران با تصاحب یک راکتور اتمی میتواند پیدا بکند، در مرکز این گفتوگوها و مذاکرات قرار خواهد گرفت. بوشهر با وجود این که جنبهی نظامی ندارد و تنها به عنوان یک راکتور تولیدکنندهی برق است، ولی ایجادش با مخالفت جدی آمریکا در گذشته روبهرو بوده و همین حالا هم کشورهای عربی منطقه و بخصوص اسراییل در خارج از گروه کشورهای مسلمان، با احداث و راهاندازی آن مخالفت جدی دارند. هنوز این کارخانه تکمیل نشده و هنوز تا آغاز فعالیت آن یکسال وقت لازم است و یقینا بوشهر هم به عنوان یک عامل فشار علیه ایران مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
دویچهوله: اگر این اتفاقاتی که به آن اشاره کردید بیفتد و در حقیقت در مرحلهی اول اصلا روسیه این پیشنهاد را بپذیرد، فکر میکنید میزان حمایت روسیه از جمهوری اسلامی چقدر برای ایران مهم است و درنتیجه این عدم حمایت چقدر میتواند ایران را وادار به پذیرش خواست جهانی بکند؟
رضا تقیزاده: آمریکاییها هدفشان تاثیر گذشتن بر تحولات سیاست داخلی ایران است و نرم کردن مواضع ایران از راه اعمال فشارهای زیادتر از خارج، و روسیه تنها کشوری است که دوست ایران در شورای امنیت است، برای این که رابطه با چین یک رابطهی مطلق تجاری و بدون داشتن رنگ سیاسی قوی است و برای چین ارتباط با آمریکا و غرب و بازارهای منطقه به مراتب مهمتر از ارتباطیست که با ایران دارند. بنابراین اگر روسیه در کنار بقیهی کشورها و در مقابل ایران قرار بگیرد، ایران تقریبا تمام حمایت خارجی را از دست خواهد داد و به هرحال ایران کشور آنچنان بزرگی نیست که بتواند در مقابل مجموعهی فشارهای خارجی در درازمدت مقاومت بکند. اگر سیاست داخلی ایران با اعمال فشارهای زیاد از خارج روبرو شود به خصوص اگر این فشارها با تمهیدات اقتصادی بیشتر و محاصرهی بنادر و یا قطع صادرات سوخت به ایران همراه بشود، یقینا در سیاست داخلی اثر زیادی خواهد گذاشت و این چیزیست که برای مثلا شش ماه تا یکسال آینده، آنها از حالا مشغول طراحی و به اصطلاح پیشنگری هستند. وجود روسیه در کنار ایران و یا نبودن آن در کنار ایران در این تحولات میتواند تاثیر خیلی خیلی زیادی بگذارد.
موضوع
جهان

گیل لاپیدوس ، کارمند ارشد موسسه مطالعات بین المللی در دانشگاه استنفورد که در سال 1984 دنیس راس را به مدیریت برنامه های مربوط به امور شوروی گماشت، متیو بی استنارد سانفرانسیسکو کرونیکل
در مورد وی می گوید "راس . ذاتا یک متفکر کاردان است و گرایش او به حل مسائل، دقیق و همه جانبه است".و حالا پس از گذشت دو دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، اوباما دنیس راس را بعنوان مشاور ارشد در بخش خاور میانه و ایران برگزیده است. بسیاری از تحلیل گران و کارشناسان در انتظارند تا اوباما پس از سه دهه بن بست روابط سیاسی که در پی گروگانگیری دیپلمات های آمریکایی در تهران رخ داد، در روابط ایالات متحده و ایران تجدید نظر کند. اوباما خواستار برقراری ارتباط با تهران شده و رییس جمهور ایران نیز نسبت به این موضوع واکنش مثبتی از خود نشان داده است.و البته برقراری رابطه دیپلماتیک بین این دو کشور چندان هم آسان نیست. آمریکا دولت ایران را متهم به حمایت از تروریسم و تلاش برای دست یابی به سلاح های هسته ای می کند و در مقابل تهران نیز واشنگتن را متهم می کند با نفوذ در منطقه به دنبال سرنگون کردن حکومت تهران است.
روز جمعه اوباما به پاس قدردانی از خدمات دنیس راس در مسائل اسراییل-فلسطین ، وی را "یکی از کاردان ترین سیاستمداران ایالات متحده" نامید.
جیمز گلدگیر همکار سابق راس در "بی ایریا" که هم اکنون در دانشگاه جرج واشنگتن مشغول تدریس است، انتصاب راس را به سمت مشاور وزیر خارجه خانم هیلاری کلینتون ستود.
گلدگیر همچنین افزود "راس یکی از با استعدادترین افرادی است که در دولت داریم؛ توانایی ، تحکم و پی گیری او بعنوان یک مذاکره کننده بر همگان واضح است- به نظرم او برای این سمت بهترین گزینه است".
برخی از کارشناسان مسائل خاورمیانه و ایران نیز از انتصاب راس ابراز خشنودی کرده اند، در عین حال تعدادی نیز در مورد توانایی های وی دچار تردید هستند.
روابط دنیس راس بعنوان یک یهودی با سازمان های مرتبط با اسراییل، عضویت وی در گروه های مخالف تجهیز ایران به سلاح هسته ای و همچنین نوشته ها و مقالات پیشین وی موجب شده تا برخی از چهره های دموکرات در مورد موفقیت راس در اتخاذ رویکردی جدید در قبال تهران دچار تردید شوند.آنها بر این باورند انتصاب راس در واقع ادامه سیاست های دوران بوش است .
وین وایت یکی از دست اندرکاران باسابقه وزارت خارجه که در حال حاضر در موسسه مطالعات خاور میانه مشغول فعالیت است می گوید "برخی از چهره های دموکرات نگران این هستند که انتصاب دنیس راس برقراری روابط با تهران را دچار مشکل کند".
به عقیده وایت، دنیس راس مجری سیاست های تعیین شده از سوی اوباما و کلینتون در منطقه خواهد بود و شاید بعدها به این نتیجه برسیم که انتصاب راس هوشمندانه و بجا بوده است.
در عین حال این احتمال نیز وجود دارد که هدف اوباما از انتخاب راس به این سمت برقراری نوعی تعادل و موازنه سیاسی بوده است.
جیمز دابینز ، مدیر مرکز امنیت بین المللی و امور دفاعی رند در این خصوص گفت "به عقیده من اوباما در قدم اول در پی جلب اطمینان دولت اسراییل است تا حمایت ایالات متحده را از این کشور نشان دهد".
نگرانی دموکرات ها در مورد راس شاید بتواند تا حدودی چگونگی انتصاب وی را توضیح دهد. خبر انتصاب جرج میشل فرستاده امور خاورمیانه و ریچارد هالبروک فرستاده امور افغانستان و پاکستان ،در یک کنفرانس خبری و توسط اوباما اعلام شد. در حالیکه خبر انتصاب راس در یک بیانیه مطبوعاتی در اواخر 23 فوریه در اختیار عموم قرار گرفت.
نکته جالب و سوال برانگیزدیگر در مورد راس ، عنوان جدید وی است؛ یعنی "مشاور مخصوص در امور خلیج و آسیای جنوب غربی".
عباس میلانی مدیر برنامه مطالعات ایران در دانشگاه استفورد بر این باور است یکی از دلایلی که در این رابطه می تواند مطرح شود وجود اختلاف نظر درمورد نقش دنیس راس در دولت اوباماست. وی در ادامه افزود "به عقیده من انتصاب راس در نتیجه توافق اعضای دولت است".
البته احتمال دیگری نیز وجود دارد: ابهام در سمت انتصابی راس و چگونگی اعلام آن می تواند از روی عمد باشد.
دابینز معتقد است منصوب کردن یک فرستاده از سوی ایالات متحده به امور مربوط به ایران قبل از برقراری هرگونه رابطه دیپلماتیک بین دو کشور، ممکن است اندکی جسورانه باشد.
برخی از تحلیل گران بر این باورند انجام چنین حرکتی باید به بعد از گفتگوهای دیپلماتیک و محرمانه موکول شود. این پیشنهاد پیش تر از سوی راس نیز مطرح شده بود.
برخی دیگر از کارشناسان مانند آقای میلانی در مورد نتیجه بخش بودن مذاکرات پشت پرده مطمئن نیستند. در عین حال کارشناسان دیگری که با خصوصیات و مهارت های راس آشنایی دارند معتقدند وی مسائل را به روش خود و با موفقیت مدیریت خواهد کرد.
به گفته گلدگیر "راس در انجام فعالیت های پشت پرده و بدور از جنجال مهارت ویژه ای دارد".
موضوع
جهان
موضوع
اهل سنت
برزکوه نیوز: به نقل ازسایت حزب الفرقان اهل سنت ایران: اعتراضنامه
شیخهای بی باور سبائی مسلک رژیم ولایت فقیه ایران از آنجایی که اصولا انسان های بی منطق، بی محتوا، بی دیانت و منحرفی هستند و به قرآن و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم و سیرت اهل بیت رضوان الله علیهم اجمعین اعتقاد واقعی ندارند، برای ادامه ی حیات ننگین خود به دامن زدن به اختلافات فرقه ای و تنش میان شیعه و سنی در ایران و در سراسر جهان اسلام بخصوص کشورهای همسایه رو آورده اند و در منابر و تکایا و در رسانه های گروهی که دربست در اختیارشان است به یاوه سرائی می پردازند و یاران با وفای پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم را هدف قرار می دهند و به مقدسات مذهبی و الگوهای دینی اهل سنت توهین میکنند، این دهن کجیها و اهانتهای بی رویه به مقدسات دینی اهل سنت که همه روزه از شبکه های تلویزیونی رژیم ولایت فقیه پخش میگردد احساسات مسلمانان را جریحه دار ساخته و باعث خشم و نفرت دین مداران اهل سنت به ویژه غیور مردان افغانستان گردیده و نهادهای دینی و مذهبی ولایت هرات را واداشته است تا طی اعتراضیه ای، رسما انزجار و تنفر خویش را از اهانتگران و حامیان آنها اعلام دارند.
ذیلا توجه خوانندگان را به این اعتراضیه که به لانه ی اختلاف پراکنی و جاسوسی ایران مستقر در هرات تحویل داده شده است، جلب می کنیم.

موضوع
مقالات
برزکوه نیوز: وی بدنبال ربودن گلعاد شالیت، بازداشت شده بود.
اسرائیل در ساعت هاى اولیه بامداد روز سه شنبه 3-3-2009 آقاى عبدالرحمن زیدان، وزیر امور کار واشتغال در دولت برکنار شده ی فلسطین، وعضو جنبش حماس در . (فلسطین)- فرانس پرس
پارلمان را که دوسال قبل بازادشت. کرده بود، آزاد کرد.آقاى زیدان در گفتگو با خبرگزارى فرانس پرس گفت، وى پس از سپرى کردن 22 ماه در یکى از زندان هاى اسرائیل به اتهام وابستگى به جنبش حماس وعضویت در پارلمان فلسطین بازادشت شده بود، آزاد شد.وى همچنان افزود: "من خوشحالم که آزاد شدم، ولى همزمان ناراحت ام که هنوز هم مسأله اعضاى پارلمان فلسطین که در بازادشت اسرائیلى ها هستند حل نشده است، ومتاسفانه بخاطر سوء استفاده هاى سیاسى مسأله آنها به تعویق افتاده است".گفتنى است، پس از آنکه رزمندگان وابسته به جنبش حماس، گلعاد شالیت سرباز اسرائیلى را در سال 2006 در نوار غزه به اسارت خود در آوردند، اسرائیل بیش از 40 نماینده وعضو پارلمان فلسطین را که به حماس وابستگى دارند، بازادشت کرد.شمارى از این نمایندگان بعدا آزاد شدند، ولى 36 تن دیگر آنان که وابسته به جنبش حماس هستند و3 تن دیگر وابسته به گروه الفتح همراه با احمد السعدات دبیر کل سازمان جبهه خلق ، همچنان در بازادشت به سر مى برند
موضوع
جهان
با انتشار اين شايعه گسترده، ماموران انتظامي زابل تحقيق در اين زمينه را آغاز و با اعزام به روستاي مليك، مشاهده كردند، شمار زيادي از بيماران با حضور در اين محل وارد يك قطعه زمين مزروعي شده و برخي از افراد سودجو نيز خاك زمين زراعي را به قصد شفا به بيماران ميفروشند.
بررسيها نشان ميدهد برخي از مردم به دنبال استفاده از خاك اين زمين زراعي كه آغشته به كود شيميايي است، دچار مشكلات رودهاي شده و نه تنها بيماري آنها بهبود نيافته، بلكه مشكل ديگري به مشكلات قبلياشان اضافه شده است.
موضوع
ایران

——————————————————
اين اولين مرتبه نيست که اين شبکه نسبت به مقام رسول اکرم صلي الله عليه وسلم وانبياء الهي زبان درازي کرده و احساسات پيروان انبياء را جريحه دارنموده است، بلکه مدتي قبل از همين شبکه نسبت به حضرت عيسي عليه السلام و حضرت مريم -عليهما السلام- نيز بي احترامي و جسارت صورت گرفت که اين اقدامات با برپايي تظاهرات اعتراض آميزي از سوي مسلمانان و جمعي از مسيحيان مواجه شد به نقل از”مفکرة الاسلام” مجمع فقه اسلامي، جريحه دار کردن احساسات بيش از صد ميليون مسلمان جهان را توسط شبکه ده صهيونيستي که طي برنامه اي اقدام به هتاکي و جسارت به مقام شامخ پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم نموده بود را مورد انتقاد قرار داده و محکوم کرد
در بيانيه اي که ديروز يکشنبه ۳ربيع الاول ۱۴۳۰ از سوي اين مجمع صادر شد آمده است:اين اولين مرتبه نيست که اين شبکه نسبت به مقام رسول اکرم صلي الله عليه وسلم وانبياء الهي زبان درازي کرده و احساسات پيروان انبياء را جريحه دارنموده است، بلکه مدتي قبل از همين شبکه نسبت به حضرت عيسي عليه السلام و حضرت مريم -عليهما السلام- نيز بي احترامي و جسارت صورت گرفت که اين اقدامات با برپايي تظاهرات اعتراض آميزي از سوي مسلمانان و جمعي از مسيحيان مواجه شد
اين بيانيه در ادامه مي افزايد: تمام اين هتاکي هاي رژيم صهيونيستي، بيانگر عداوتي است که اين رژيم نسبت به اسلام و مسلمين در سر مي پروراند که نمونه بارز آن را سالهاست که دراشغال بيت القدس و مسجد الاقصي که - محل معراج پيامبر اکرم صلي الله عليه وسلم به سوي آسمانها است- توسط نيروهاي صهيونيستي که منجر به قتل و کشتار هزاران نفر از مسلمانان فلسطين شده است مشاهده مي کنيم
منبع:سنی انلاین
موضوع
جهان
———————————————————–
از جمله، اصول فرقه شیعه دوازده امامی، عقیده امامت است که عبارت است از اعتقاد به اینکه الله متعال دوازده امام را معین کرده که اولین آنها علی بن ابی طالب رضي الله عنه و آخرین آنها مهدی، محمد بن حسن عسکری، است و این عقیدۀ امامت در نزد شيعه محور دین و روح آن است. و معتقدند امامت «منصبی الهی مانند نبوت است». (اصل الشیعة وأصولها کاشف الغطاء، ص۲۱۱)
این عقیده قضیه امامت که بخشی از جایگاه آن را بیان کردیم به شخصیت مهدی موعود محمد بن حسن عسکری ختم میشود.
در این مقاله و كتابهايي كه به شما عزيزان معرفي مي كنيم به طور صریح و آشکار از این شخصیت صحبت مي شود. و آنچه که بر آن تأکید میکنیم این است که قضایای اعتقادی باید مبتنی بر دلایل محکم و ثابت باشند.
پس شخصیت مهدی همان آرزوی امروز شیعیان و کسانی که خیلی مشتاق دیدار او هستند، است. همان کسانی که اسم او را بدون گفتن (عج) نمیآورند. این شخصیتی است که در مورد او بسیار سخن گفته شده است. در این مقاله و كتابهابي كه به شما عزيزان معرفي مي گردد به جوانبي از آن پرداخته شده و حقیقت آن روشن شده است و در مورد تفاوت میان مهدی اهل سنت و مهدی شیعه سخن گفته شده است.
اين كتابها را به هر مسلمان و خاصتا شیعيان عاقل تقديم مي كنيم:
وگمان نمیکنم که طرح این موضوع باعث شعلهور شدن آتش اختلاف میان مردم شود یا به هدف برتری مذهبی بر مذهب دیگر باشد بلکه در راه توحید امت بر راه حق و خیر است و تنها انگیزه این كتابها این است.
داستان مهدی طبق عقیده شیعه دوازده امامی داستان عجیبی است که تار و پود آن توسط خیال بافته شده و حوادث و حالات آن خیالی است و بعد از آن به یکی از اسطورههای زمان تبدیل میشود، که عقل سالم و فطرت صحیح آن را نمیپذیرد تا جایی که سایر فرقههای شیعیان غیر از خودشان آن را نمیپذیرند. پس شایسته نیست که فرد عاقل این سخن را بپذیرد که به او گفته شود: بخواب که شب طولانی است.
ای شیعیان عاقل:
ما مطمئنم که شما چیزهای بسیاری را در حسینیهها و مجالس علمای شیعه در مورد مهدی شنیدهاید و از افراد بسیاری شنیدهای که ادعای رؤیت مهدی و همنشینی با او را کردهاند یا اینکه مهدی این گونه به آنها فتوا داده است یا… آیا از خودت پرسیدهای که ممکن است این شخصیت غیرحقیقی باشد؟! و آیا دلایل وجوب ایمان به آن صریح و صحیح هستند؟!
ای شیعیان عاقل:
در مورد شخصیت مهدی، محمد بن حسن عسکری، شک و تردیدهای فراوانی وجود دارد با وجود اینکه این عقیده از لوازم ایمان محسوب میشود که تارک آن از دیدگاه شیعه دوازده امامی کافر محسوب میشود، پس این شک و تردیدها چیست؟! شیعیان در این عقیده میخواهند از دشمنانشان انتقام بگیرند!!
ای شیعیان عاقل:
شايد بعضیها این مسأله را برای اين به تصویر بکشند که علت طرح این مسأله بغض و کینه نسبت به اهل بیت یا تقلیل جایگاه و منزلت آنان است. چرا که این دلیل و برهان کسانی است که میخواهند میان تو و حقیقت جدایی بیاندازند، پس هرگاه کسی بخواهد که از حقیقت بعضی از عقاید مخالف کتاب خدا اطلاع پیدا کند، به او گفته میشود که: دشمن اهل بیت است!!
در حالی که جایگاه اهل بیت عليهم السلام نزد مسلمانان واضح و روشن است و علما بر وجوب محبت آنها و تبعیت از آنها اتفاق نظر دارند و واقعیت آنها شاهد این امر است.
ای شیعیان عاقل:
این كتابها دعوتی است برای هر کس که به محمد بن حسن عسکری ایمان دارد و اشتیاق خروج او را دارد و با زبانش دعای تعجیل فرج را میخواند.
این كتابها هر شیعهای را دعوت به خواندن صفحات آن و تأمل در آن برای رسیدن به حقیقت میکند تا در خواب عمیق نمانند. و تا وقتی بیدار نشوند که ديگر وقت گذشته و نامه اعمال انسانها پخش شده باشد.
این كتابها عقل را دعوت میکند تا نشانههای این شخصیت را بشناسد تا علتی برای بیداری از خواب زیبا و سنگین باشد…
اين كتابها دعوتی برای پاسخ به این سؤال مهم است که… چه وقت نورت شروع به تابیدن میکند ای مهدي منتظر؟
برادران و خواهران عزيز مي توانند با فشار بر روي اسم كتاب آنرا داونلود نمايند:
برادر وخواهر گرامی:
این آفتاب حقیقت است که از افق سرزده است که تا حقیقتی را برای شما روشن کند که نمیتوانی خود را به نادانی بزنی، پس از الله متعال مىخواهیم که ما را به حقیقت هدایت کند و بر آن ثابت قدم نگهدارد. چرا که او قادر بر این کار است و سلام و درود الله بر پیامبر ما محمد صلي الله عليه وآله وسلم و بر آل و خاندان پاک و مطهر و صحابه گرانقدرش.
خداوندا ما را با آنها محشور گردان، آمین یا رب العالمین.
بررسى علمى در احاديث مهدى
آمدن مهدي افسانه است
مهدي موعود يا مهدي موهوم؟
عجيب ترين دروغ تاريخ
موضوع
ایران

وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان روز یکشنبه 1/3/2009 با اعلام کشف وضبط یک کانتینر کتاب ارسالی از ایران بر "ضد ملیت پشتون در افغانستان"، کابل ـ خبرگزاریها
جمهوری اسلامی ایران را متهم کرد که "به قصد دامن زدن به دامن زدن به اختلافات میان مذاهب شیعه و سنی" این کتابها را به افغانستان فرستاده است ، این کانتینر در ولایت نیمروز واقع در جنوب غربی آفغانستان وهمرز با استان سیستان وبلوچستان ایران کشف وضبط گردیده است. به گزارش خبرگزرای صدای افغان (آوا) ، عبدالکریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ این کشور، که در یک جلسه مشورتی با کمیسیون دینی و فرهنگی مجلس سنا افغانستان شرکت کرده بود، گفت:"هیاتی برای تحقیق در مورد کتاب های مذکور به نیمروز اعزام کرده تا پس از تحقیق، آن کتاب ها را به کابل انتقال دهند". بر اساس این گزارش محمد انور مرادی سناتور ولایت نیمروز و عضو کمیسیون دینی و فرهنگی مجلس سنای افغانستان نیز ضمن اعلام این که "این کتاب ها از سوی کشور ایران و جهت دامن زدن به تعصبات قومی و مذهبی وارد کشور شده است" خواهان "اقدام جدی و عاجل وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان" در این زمینه گردید. این عضو سنای افغانستان همچنین با اشاره به این که کارشناسان وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور متبوع وی تایید کرده اند برنامه های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران در ولایت نیمروز قابل دریافت است افزود که "دولت جمهوری اسلامی ایران با نصب آنتن های قوی ماهواره ای در مرز با افغانستان می خواهد با نشر برنامه های تلویزیونی، فرهنگ این کشور را در افغانستان ترویج نماید".
سفارت ایران "دشمنان" را متهم کرد
از سوی دیگر به گزارش خبرگزاری صدای افغان، سفارت ایران در کابل به رسانه های کشور افغانستان اعلام کرده است که "کتاب های ضبط شده غیر مذهبی مذکور، مربوط به کشور ایران نبوده و کار دشمنان ایران و افغانستان می باشد که می خواهند بین دو ملت تفرقه بیاندازند".
در همین حال آقای ارسلان رحمانی از نمایندگان مجلس شورای ملی هم در مصاحبه با خبرگزاری صدای افغان(آوا) گفت که "فرستادن این گونه کتاب ها از مرز ها ی ایران و پاکستان به افغانستان کار کشور های همسایه های ما نمی باشند. بلکه یک تعداد افراد فرصت طلب و سود جو می خواهند با نشر این گونه کتاب ها تفرقه میان شیعه و سنی را دامن بزنند".
گفتنی است که کشور افغانستان همچون ایران وبسیاری از کشورهای دیگر منطقه از ملیت های مختلف پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ وغیره تشکیل یافته وزبان های متعلق به این ملیت ها بر اساس قانون اساسی در مدارس و رسانه های کشور تدریس وبه کار می رود، زبان های رسمی دولت، پشتون و دری می باشد، اما زبان های دیگر نیز در مناطق اتنیکی افغانستان رسمی هستند برخی آمار نشان میدهد که بیش از 40 درصد مردم افغانستان به فارسی دری و 35 درصد به پشتون سخن می گویند وبقیه جمعیت کشور، 30 زبان ملی دیگر را بکار می برند . همچنین 99 درصد مردم افغانستان مسلمان هستند که از این تعداد حدودا 80 درصد سنی و 19 درصد شیعه هستند، در برخی مناطق این کشور پیروان مذاهب هندو وسیک وجود دارند
موضوع
ایران

آدمیرال مایک مولن فرمانده ی ارکان مشترک آمریکا روز یکشنبه 1-3-2009 اعلام داشت، ایالات متحده آمریکا بر این عقیده است که ایران مواد کافی برای ساخت بمب . واشنگتن – خبرگزرایها
اتم را به دست آورده است. مولن . که با برنامه ی "شرایط وحدت" در تلویزیون "سی ان ان" مصاحبه می کرد، در پاسخ به سوالی درباره ی مواد مورد نیاز ایران برای ساخت بمب هسته ای گفت "با صراحت تمام ما معتقدیم (ایران)چنین موادی را دارد ". وی در ادامه افزود "من مدتهای مدیدی است، بر این باورم که دستیابی ایران به سلاح اتمی نتایج بسیار آسف باری را برای منطقه و جهان خواهد داشت .گفتنی است، گزارش هفته ی گذشته ی آژانس بین المللی انرژی هسته ای تاکید کرد، ایران به اندازه کافی سوخت اتمی مورد نیازش را دراختیار دارد، وبا توجه به این که تهران در گذشته، میزان یک سوم کمتر از اورانیوم غنی شده ای را که در اختیار داشت، نشان داده بود، گزارش اخیر آژانس، نگرانی کشورهای غربی را بر انگیخته است . ایالات متحده احتمال می دهد که ایران تحت پوشش برنامه ی در ظهار غیر نظامی خود، برای تولید سلاح هسته ای تلاش می کند، اما تهران مصرانه می گوید، تنها برای تولید برق مورد نیاز کشور به انرژی هسته ای روی آورده است، در حالی که اورانیوم غنی شده را برای ساخت بمب اتم نیز می توان بکار برد .دولت جدید ایالات متحده آمریکا به رهبری پرزیدنت باراک اوباما با این که برخورد دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ایران را ترجیح می دهد، ولی در همین حال از پروژه ی هسته ای ایران به عنوان یک "مشکل فوری" که جهان ملزم به ایجاد راه حلی برای آن می باشد نام برده است .گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی هسته ای، ازافزایش میزان اروانیوم غنی شده ی ایران تا سطح 1010 کیلوگرم سخن گفت، در حالی که این کشور در نوامبر گذشته میزان کمتری را نشان داده بود، دانشمندان بر این باورند، این میزان می تواند برای ساخت بمب اتم مورد استفاده قرار گیرد .پیشتر آژانس بین المللی سازمان ملل متحد گفته بود که ایران به خوبی با بازرسان بین المللی همکاری کرده است ومتعهد شده بود که از غنی سازی بیشتر خود داری کند ولی در عین حال گزارش یادشده اشاره دارد، اعلام میزان کمتر یورانیوم غنی شده نمی تواند نقض عمدی از سوی ایران به شمار آید .علی لاریجانی رییس مجلس شورای ایران و رییس سابق هیئت مذاکره کننده درباره ی پرونده ی هسته ای این کشور، اخیرا اعلام داشته بود، محروم کردن ایران از بکارگیری فناوری هسته ای در زمینه های غیر نظامی "غیر ممکن" است . لاریجانی طی ملاقات با گرهارد شرودر، صدر اعظم سابق آلمان که عازم ایران شده بود گفت "ایران به توافقنامه های بین المللی احترام می گذارد، پس محروم کردنش از دستیابی به فناوری مسالمت آمیز هسته ای غیر ممکن است". آژانس بین المللی انرژی هسته ای در آخرین گزارش خود درباره ی فعالیت اتمی ایران، اعلام کرد که این کشور برخلاف قطعنامه های سازمان ملل متحده در این باره، همچنان به غنی سازی اورانیوم ادامه میدهد .
موضوع
ایران

دنیا را یک حالت انتظار فرا گرفته که اوباما چه خواهد کرد، ابرقدرتی آمریکا چه خواهد شد، در اسرائیل چه دولتی به روی کار خواهد آمد و ملت ایران چه هنگام از ستم . منشه امیر – اورشلیم
ها خواهد شد. دنیا در حالت . انتظار بسر می برد. انتظاری که با نگرانی همراه است که آیا بالاخره روند رویدادها در راستای حل مشکلات خواهد بود، و یا اوضاع جهان باز هم پیچیده تر خواهد شد. دنیا در انتظار است که ببیند دولت پرزیدنت اوباما با مشکل عمیق اقتصادی آمریکا، بالاخره چگونه برخورد خواهد کرد -- معضلی که بر همه جهان تاثیر گذاشته و شاخه های بحران همانند سرطان به بدنه کره زمین فرو می رود و همه کشورها را مبتلا می سازد. دنیا در انتظار است که ببیند رهبر تازه نفس بزرگترین ابرقدرت جهانی، بالاخره برای جلوگیری از اتمی شدن جمهوری اسلامی ایران چه راهکاری را در پیش خواهد گرفت؟ روابط آمریکا با روسیه و چین چه سرنوشتی خواهد داشت و بحران اقتصادی جهانی بر این مناسبات چه تاثیری خواهد گذاشت؟ این حالت انتظار، در مورد امور بین المللی است. ولی پیرامون مسائل خاورمیانه و درگیری فلسطینیان با اسرائیل نیز این حالت انتظار وجود دارد. در یک گزارش گفته شده بود که در طول چهل روزی که از برقراری آتش بس لرزان و نانوشته در نوار غزه می گذرد، ترور فلسطینی 66 راکت و خمپاره دیگر به سوی خاک اسرائیل شلیک کرده و همچنان موذیانه می کوشد به تعرض نسبت به سربازان اسرائیلی و حتی تلاش برای ربودن آنها ادامه دهد. بیش از سیصد هزار نفر از اهالی شهرکها، آبادی ها و روستاهای اسرائیلی پیرامون غزه در این نگرانی به سر می برند که بالاخره تکلیف چه خواهد شد و مساله چگونه حل خواهد گردید. نگرانی ازآن است که فردای روز، اسرائیل ناچار شود دوباره در غزه به عملیات نظامی دست بزند. کشتار و ویرانی دو ماه پیش کافی نبود، آنها ادب نشدند، به تعرض و تجاوز ادامه می دهند و در انتظار ضربات بیشتری هستند. و در ایران، مردم در انتظار آن هستند که ببینند آینده آنها چه خواهد شد. هیچ امیدی به پیامد انتخابات ریاست جمهوری ندارند -- حتی اگر یک در هزار احتمال پیروزی محمد خاتمی باشد، ولی همانگونه که در هشت سال ریاست جمهوریش کوچکترین گره کوری را از نگون بختی ملت ایران نگشود، این بار هم، با احتمال یک درهزار اگر پیروز شود، باز همان آش و همان کاسه برقرار خواهد بود -- و این در حالی که جناح سودطلب و قدرتمند رژیم که احمدی نژاد را سرکار آورد، حاضر نیست از این خوان نعمت چشم بپوشد و آن را به آسانی به دیگران واگذار کند. مردم خاورمیانه در انتظار هستند ببینند که دو جناح متنازع فلسطینی، به دنبال تلاشهای میانجیگری مصر و کوشش های بین العربی دیگر، بالاخره چگونه خواهند توانست با هم کنار آیند. آیا اصولا آشتی و همکاری بین دو جناح فلسطینی امکان پذیر است، در حالی که یک جناح (حماس) علیه برادران خود در جناح دیگر (فتح و حکومت خودگردان فلسطینی) چنین جنایات تکان دهنده ای مرتکب گردیده است؟ آیا فتح می تواند فراموش کند که قداره بندان حماس چگونه براداران آنها را در غزه تیرباران کردند و یا ساق پایشان را به گلوله بستند و قلم پایشان را شکستند که همه عمر علیل و مفلوج بمانند؟ آیا آشتی بین دو مکتب متضاد سیاسی امکان پذیر است که یکی سکولار بوده و در ناسیونالیسم عرب ریشه دارد -- و دیگری خود را کاملا مذهبی می داند و به کلام الله مجید و سخنان رسول اکرم استناد می کند؟ البته استناد تحریف آمیز! آیا اگر هم فتح و حماس آشتی کنند، این امید به وجود خواهد آمد که رهبران فلسطینی از این پس راه صلح در پیش گیرند و به جای ادامه ترور به آبادانی روی آورند؟اگر این پرسش را از شما می کردند، بی تردید پاسخ مثبت می دادید و می گفتید در شرائط کنونی که غزه ویران است و به بازسازی نیاز دارد، و این، جز با برقراری آرامش و توقف تعرض و تجاوز امکان پذیر نخواهد شد، عقل سلیم ایجاب می کند که حماس کنار رفته و رهبری را به محمود عباس بازگرداند و ستیز علیه اسرائیل پایان گیرد و همکاری ها آغاز شود. ولی فراموش می کنید که چه عوامل فتنه گری پشت سر حماس قرار گرفته اند که آرامش و همکاری، برایشان همانند جام زهر است و ادامه تنش و آشوب را خدمتگذار با وفای منافع و مصالح خویش می دانند! مردم اسرائیل از یک نگاه دیگر نیز در انتظار به سر می برند و آن این که چگونه دولتی توسط آقای بنیامین نتانیاهو برپا خواهد شد.آیا دولتی راست گرا با شعارهای غیرواقعی و بی اعتنا به ملزومات جهانی، و یا دولتی واقع گرا که با در پیش گرفتن سیاست های مسالمت جویانه و آمادگی برای گذشت، بتواند راه را برای پیشبرد صلح هموار سازد؟ درست که سالها مدارا و گذشت و دادن امتیازات به فلسطینیان و اعراب، هنوز آن صلح موعود و مورد انتظار را برای اسرائیل به دنبال نیآورده، ولی نشان دادن سیاست های خشن و آشتی ناپذیر نیز ممکن است اوضاع را بغرنج تر کند.آیا می توان پاسخ خانم تسیپی لیونی در دیدار دیروز با نتانیاهو را که گفت "راه آنها با هم یکی نیست و همگامی امکان پذیر نمی شود"، سخن آخر رهبر کادیما دانست؟ آیا دیدار روزهای آینده باراک – نتانیاهو ممکن است نتیجه بهتری داشته باشد و حزب کارگر حاضر به دخول در ائتلاف دولتی شود؟ بعید بنظر می رسد! آقای نتانیاهو نمی خواهد یک دولت دست راستی خالص برپا کند، حتی اگر 65 کرسی هم در پارلمان داشته باشد. او می داند که دیپلماسی اسرائیل، به ویژه در دوران پرزیدنت اوباما، باید بسیار نرم و هوشمندانه باشد. رهبر لیکود از احزاب راست گرای افراطی نیز خاطره خوشی ندارد. آنها بودند که درگذشته دولت او را فرو کشیدند. از سوی دیگر تجربه تاریخی نشان داده که لیکود، علیرغم مواضع راست گرایانه، هرگاه که لازم بوده به گذشت های دردناک نیز دست زده است. زنده نام منخم بگین رهبر لیکود بود که سراسر شبه جزیره سینا را به مصر باز گرداند و اسرائیل با این مهمترین و بزرگترین کشور عربی به صلح رسید. آقای بنیامین نتانیاهو بود که دست عرفات را فشرد، با او توافق امضا کرد و دستور عقب نشینی اسرائیلیان از بخش عربی شهر باستانی و مذهبی حبرون (الخلیل) را صادر کرد. اسرائیلیان در انتظارند ببیند که آیا یک دولت گسترده وحدت ملی با حضور کادیما و کارگر برپا خواهد شد و یا این کشور ناچار خواهد گردید یک سال دیگر – و یا کمی زودتر یا دیرتر- دوباره با بحران دولتی تازه ای رویاروئی کند؟ آیا احزاب بزرگ، با همکاری یکدیگر خواهند توانست قانون انتخابات کشور را به شیوه ای اصلاح کنند که به جای 33 لیست انتخاباتی و 12 حزب سیاسی که وارد کنست شدند، اسرائیل بتواند به شش- هفت حزب عمده بسنده کند؟ در یک مورد می توان با قاطعیت سخن گفت و آن این که برای رویاروئی با مسائل اتمی ایران، در اسرائیل هیچ اختلاف سلیقه ای بین لیکود و کادیما و کارگر وجود ندارد. تسیپی لیونی گفته است که حتی در مقام اوپوزیسیون از سیاست های نتانیاهو علیه حکومت ایران جانبداری می کند -- و باراک هم همین گونه! انتظار بزرگ مردم دنیا آن است که ببیند بالاخره در صحنه جهانی، آینده روابط ایالات متحده با روسیه و چین چه خواهد شد. سفر بانو هیلاری کلینتون به خاوردور و دیدار مهمی که از چین داشت، سطح انتظارات را بالا برد. روسیه از روزی که اتحاد شوروی فرو پاشید، انتظار داشت به مقام ابرقدرتی باز گردد و امروز نیز همچنان در این راه تلاش می کند -- گرچه، بیشترین بخت را چین دارد که جمعیتش چندین برابر روسیه و بنیه اقتصادیش بسیار قوی تر از آن کشور است. اگر در یک نگاه سطحی و زودهنگام قضاوت کنیم، دیدار خانم کلینتون از پکن و توافق هائی که او به آنها تکیه کرد چندان امید بخش نیست. احساس می شود که وزیر امور خارجه جدید ایالات متحده ارزش های اخلاقی و مساله حقوق بشر را تا حدودی فدای امتیازات اقتصادی کرده باشد.خانم کلینتون در سخنانی که هنگام دیدار از پکن و در کنفرانس مطبوعاتی بیان داشت، از حقوق بشر در چین، آن گونه که انتظار می رفت قاطعانه سخن نگفت. به حق مردم تبت اشاره نکرد و بر این که چین باید حقوق بین المللی را محترم شمارد و آن را رعایت کند تاکید نگذاشت. این نگرانی هنگامی دو چندان می شودکه به یاد آوریم معاون ریاست جمهوری آمریکا آقای جوزف بایدن نیز در سخنرانی مشروح خود در کنفرانس بین المللی امنیتی مونیخ به مساله حقوق بشر در ایران اشاره ای نکرد -- و این در حالی که حزب دموکرات آمریکا همیشه از پیشگامان مساله حقوق انسانی در کشورهای جهان بوده است. به یاد آوریم که شخص بانو هیلاری کلینتون، در سال 1995 در سمت همسر رئیس جمهوری ایالات متحده، هنگام دیدار از چین بر مساله حقوق انسانی در آن کشور انگشت گذاشت و با قاطعیت بسیار سخن گفت. حتی در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا نیز خانم کلینتون، هنگام رقابت با سناتور باراک اوباما قاطعانه خطاب به چین گفته بود "از ترفندهای اقتصادی دست بردارد" و گفته بود: "ایالات متحده باید قاطعانه و با فوریت با شیوه های غیرعادلانه بازرگانی چین رویاروئی کند". سناتور اوباما نیز در جریان رقابت های انتخاباتی گفته بود: "من اگر به ریاست جمهوری برسم، همه امکانات دیپلماتیک ممکن را در اختیار خواهم گرفت که چین ترفندهای پولی و بازرگانی و اقتصادی را متوقف کند". با آن که تنها چند ماه از انتشار این سخنان می گذرد، اکنون خانم کلینتون توضیح می دهد که آن اظهارات پیش از هویدا شدن بحران اقتصادی آمریکا بوده و امروز وضع جدیدی پیش آمده که سیاست های دیگری را ایجاب می کند. آیا این تغییر شیوه به امید آن است که چین و ایالات متحده در شرائط دشوار اقتصادی امروز، که چین به هدف درمان دردهای اقتصادی خود و تامین شغل برای دهها میلیون نفر بیکاران خود به ایالات متحده نیاز دارد، خواهند توانست در صحنه بین المللی همکاری سازنده تری داشته باشند؟سخن در درجه اول، همکاری چین با آمریکا علیه اتم ایران و برنامه های هسته ای کره شمالی است. آمریکا خوب می داند که این دو مساله بدون یاری رسانی چین، و تا حد زیادی روسیه، حل نخواهد شد. آیا اگر آزادی خطه تبت موقتا به فراموشی سپرده شود و وضعیت حقوق بشر در چین به درجه دوم یا سوم اهمیت نزول کند، این امید هست که چین در مورد مساله ایران و کره شمالی دست یاری بدهد؟آیا روسیه نیز که همانند چین و دیگر کشورها با بحران عمیق اقتصادی روبروست و به همیاری ایالات متحده نیاز دارد، حاضر خواهد شد از ادامه همکاری اتمی با ایران دست بردارد؟ دیدار آینده پرزیدنت دیمتری مدودیف با پرزیدنت اوباما شاید بتواند به این پرسش پاسخ گوید. دنیا در انتظار است، چه انتظار پر دلهره ای!
موضوع
جهان